آنچه بر درد دلم همچو دواست
آنچه بر دردِ دلم , همچو دواست *
نُکهتی خوش خبر از بادِ صباست *
این نسیم سحراز جانبِ یار _
هدیه ای ویژه از آن ربّ علاست _
معدنِ عطرِ دلارایِ تن اش *
از حریمِ حرمستان ولاست*
آنکه بنشسته به طبعِ تو , عظیم _
مرغِ خوش یُمن و فرحزایِ هماست _
می دهد مژده که آن گمشده ات *
در پیِ رخصتِ ذالمنّ و عطاست *
×××××××××××××××××××××××××××××ساعر عبدالعظیم عربی
نُکهتی خوش خبر از بادِ صباست *
این نسیم سحراز جانبِ یار _
هدیه ای ویژه از آن ربّ علاست _
معدنِ عطرِ دلارایِ تن اش *
از حریمِ حرمستان ولاست*
آنکه بنشسته به طبعِ تو , عظیم _
مرغِ خوش یُمن و فرحزایِ هماست _
می دهد مژده که آن گمشده ات *
در پیِ رخصتِ ذالمنّ و عطاست *
×××××××××××××××××××××××××××××ساعر عبدالعظیم عربی
- ۲۶۴
- ۲۳ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط