چند پارتی جین
چند پارتی جین
پارت¹
امروز قراره بعد سال های سال ، بالاخره دوستای مدرسه ی دوران دبیرستانت رو ببینی و یه تحدید دیدار ، داخل مدرسه داشته باشید .
صبح که از خواب بیدار شدی، صبحونه خوردی ، یه دوش گرفتی ، موهاتو خشک کردی حاضر شدی، (عکس لباس اسلاید دوم ) یه تینت هلویی زدی و سوار ماشینت شدی و به سمت مدرسه به راه افتادی .
توی راه همش از گروه دوستانه اتون مسیج میومد و خیلی ها که رسیده بودن ،داشتن به بقیه زنگ میزدن تا ببینن کی میرسن مدرسه .
ساعت ۸:۱۵ که راه افتادی ، ۸:۴۰ به مدرسه رسیدی، ماشینتو داخل پارکینگ پارک کردی از ماشین پیاده شدی و به سمت حیاط اصلی رفتی . اونجا تمام همکلاسی هات و دوستاتو دیدی و به سمتشون رفتی . وقتی که جنی و لیسا ، دوستای صمیمیت رو دیدی به سمتشون دویدی و محکم بغلشون کردی و با هم مشغول صحبت کردن شدین تا اینکه مدیر مدرسه که یه زمانی ناظم مدرسه بود جلو اومد و شروع به سخنرانی کرد . وسطای سخنرانیش بود که یه پسرقد بلند با شونه های پهن وارد جمع شد . لیسا زد به بازوت و پرسید: شناختیش؟
با گیجی و تعجب گفتی : نه ، حتی قیافش هم آشنا نیست .
جنی یهو پرید وسط حرف و گفت : جینه دیگه ،کیم سوک جین .
یهو با صدایی که به گوش همه میرسید گفتی : جدی ؟اونه ؟
همه ی نگاه ها به سمت تو جلب شد که بلند شدی و گفتی : عذر میخوام...
داشتی میشستی سرجات که متوجه نگاه های خیره ی جین روی خودت شدی اما توجهی نکردی .
این همیه چند پارتی جدید فردا هم پارت دو رو میذارم 💜🎀
پارت¹
امروز قراره بعد سال های سال ، بالاخره دوستای مدرسه ی دوران دبیرستانت رو ببینی و یه تحدید دیدار ، داخل مدرسه داشته باشید .
صبح که از خواب بیدار شدی، صبحونه خوردی ، یه دوش گرفتی ، موهاتو خشک کردی حاضر شدی، (عکس لباس اسلاید دوم ) یه تینت هلویی زدی و سوار ماشینت شدی و به سمت مدرسه به راه افتادی .
توی راه همش از گروه دوستانه اتون مسیج میومد و خیلی ها که رسیده بودن ،داشتن به بقیه زنگ میزدن تا ببینن کی میرسن مدرسه .
ساعت ۸:۱۵ که راه افتادی ، ۸:۴۰ به مدرسه رسیدی، ماشینتو داخل پارکینگ پارک کردی از ماشین پیاده شدی و به سمت حیاط اصلی رفتی . اونجا تمام همکلاسی هات و دوستاتو دیدی و به سمتشون رفتی . وقتی که جنی و لیسا ، دوستای صمیمیت رو دیدی به سمتشون دویدی و محکم بغلشون کردی و با هم مشغول صحبت کردن شدین تا اینکه مدیر مدرسه که یه زمانی ناظم مدرسه بود جلو اومد و شروع به سخنرانی کرد . وسطای سخنرانیش بود که یه پسرقد بلند با شونه های پهن وارد جمع شد . لیسا زد به بازوت و پرسید: شناختیش؟
با گیجی و تعجب گفتی : نه ، حتی قیافش هم آشنا نیست .
جنی یهو پرید وسط حرف و گفت : جینه دیگه ،کیم سوک جین .
یهو با صدایی که به گوش همه میرسید گفتی : جدی ؟اونه ؟
همه ی نگاه ها به سمت تو جلب شد که بلند شدی و گفتی : عذر میخوام...
داشتی میشستی سرجات که متوجه نگاه های خیره ی جین روی خودت شدی اما توجهی نکردی .
این همیه چند پارتی جدید فردا هم پارت دو رو میذارم 💜🎀
- ۵.۸k
- ۱۳ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط