آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود

آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود
نقش او در چشم ما هر روز خوشتر می‌شود

عشق دانی چیست سلطانی که هر جا خیمه زد
بی خلاف آن مملکت بر وی مقرر می‌شود

دیگران را تلخ می‌آید شراب جور عشق
ما ز دست دوست می‌گیریم و شکر می‌شود


#سعدےِجان
دیدگاه ها (۱)

‌نظری نیست، به حال منت ای ماه، چرا؟سایه برداشت ز من مهر تو ن...

تو کوته دستی‌ام میخواستی ورنه منِ مسکینبه راه عشق اگر از پا ...

بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمدتو ساعتی ننشستی که آتشی بنشا...

‌ناخوشِ او خوش بود در جـان منجـان فـدای یـــــارِ دل‌رنجــا...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

درياچه مونولایت. پارت ۳

خواب رویایی part: ۵ کاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط