ره گریز نبسته است هیچ کس بر من

ره گریز نبسته است هیچ کس بر من
اسیر بند گران وفای خویشتنم

چرا ز غیر شکایت کنم، که همچو حباب
همیشه خانه خراب هوای خویشتنم


#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۲)

افسوس که نامه جوانی طی شدو آن تازه بهار زندگانی دی شدآن مرغ ...

گاه گاهی که دلم می گیرد،به خودم‌ می گویم؛در دیاری که پر از د...

تــو می رویو دل ز دســت می رودمرو که بــا توهرچــه هست می رو...

رمان"امنیت تلخ"#تکپارتی #سوبین #سناریو #تی_اکس_تی هوای سرد ش...

رمان"امنیت تلخ"#تکپارتی #سوبین #سناریو #تی_اکس_تی سناریو وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط