به شراب ِ ارغوانے مشڪن خمار ما را

به شراب ِ ارغوانے مشڪن خمار ما را
به نسیم مهربانے بنشان غبار ما را
‌
گل باغ دوستے را به سرشک پروراندم
تو به باد غم سپردے همه برگ و بار ما را
‌
تو ڪه ساغر لبت را به لبم نمی‌گذاری
به تبسمے سحر ڪن شب انتظار ما را
‌
به نسیم نوشخندے دل همچو غنچه وا ڪن
به شڪوفه‌ے نگاهے برسان بهار ما را
‌
ز بشر گذشته بودم به خدا رسیده بودم
تو اگر نبسته بودے سر ره گذار ما را
‌
تو درین سیاه شب‌ها به فروغ باده مانی
ڪه به مهر می‌نوازے دل بیقرار ما را
‌
فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۱)

به شراب ِ ارغوانی مشکن خمار ما رابه نسیم مهربانی بنشان غبار ...

به شراب ِ ارغوانی مشکن خمار ما رابه نسیم مهربانی بنشان غبار ...

به شراب ِ ارغوانی مشکن خمار ما رابه نسیم مهربانی بنشان غبار ...

به شراب ِ ارغوانی مشکن خمار ما رابه نسیم مهربانی بنشان غبار ...

در حیاط خانه‌مان انگور می کاریم تاهرزمان مهمان ما بودی به مس...

موزیک بیکلام بسیار زیبای: برای من نوشته گذشته ها گذشته😍😍😍😍😍#...

هیچی، کنسله🤣🤡👍امسال اینقدر فشار درسی و روحی رومه که به شدت ...

#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فارسی #اشعار_ناب #ترانه_اصیل #ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط