شبهای بلند و سرد پائیز و زمستون و خاطرات دنبال نفت رفتن

شب‌های بلند و سرد پائیز و زمستون و خاطرات دنبال نفت رفتن و جمع شدن دور آلادین
چقدر تو اون سوز برف و سرما مجبور می‌شدیم خودمونو به اون سمت حیاط خونه برسونیم تا نفت بیاریم
دیدگاه ها (۱)

من کجا ...🤍باران کجا ...🌧راه بی پایان کجا...

هیچ چیزی بیشتر از اینکه سرتون به کار خودتون باشه،براتون آرام...

آدمی با امید زنده ستتو همونی باش که امید هیچوقتاز جیب چپ پیر...

یه نفس عمیق بکشین و خودتون و فکرتون رو از تمام انرژی های منف...

امید پوچ.

مهرو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط