ندانستم چه میگوید پسِ آن پرده وُ پنهان

ندانستم چه میگوید پسِ آن پرده وُ پنهان
ولی دانم مثال من که دردی بی دوا دارد
فدای اشک چشمانش که‌ بیهوده نمی آید
ز بس که آهِ در سینه چو من از آشنا دارد
دیدگاه ها (۴)

بَهارَم بودی و روح و رَوانَمنِشَستی بَر زَمین ...

دِلا دیگَر نمی خواهم ،  تو را با  یادِ او  تنهارَوی آلاله ها...

شَب به شَب بر آسمان دارَم نَظَرتا بجویم روی تو از هَر ...

چندی شُدِه  دِل  نمی بَرد  فرمانَم شاید  که نِشَسته  تا  بِگ...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

«این نقاشی لوسیفر را پس از رانده شدن از بهشت توسط فرشتگانِ ع...

🌱🍒تو را سَری‌ست که با ما فرو نمی‌آیدمرا دلی که صبوری از او ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط