ندانستم چه میگوید پس آن پرده و پنهان

ندانستم چه میگوید پسِ آن پرده وُ پنهان
ولی دانم مثال من که دردی بی دوا دارد
فدای اشک چشمانش که‌ بیهوده نمی آید
ز بس که آهِ در سینه چو من از آشنا دارد
دیدگاه ها (۴)

بَهارَم بودی و روح و رَوانَمنِشَستی بَر زَمین ...

دِلا دیگَر نمی خواهم ،  تو را با  یادِ او  تنهارَوی آلاله ها...

شَب به شَب بر آسمان دارَم نَظَرتا بجویم روی تو از هَر ...

چندی شُدِه  دِل  نمی بَرد  فرمانَم شاید  که نِشَسته  تا  بِگ...

📜 غزلیات #عطار_نیشابوری 📜 غزل‌_اول

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی، که پس پرده...

⭕️ پیام دردی را دوا می کند؟‌🔻پزشکیان: به رانندگان زحمتکش و غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط