باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومد

باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومد
به جون خسته*ام باز هم تب اومد
باز هم از لاله خونین قلبم
خدایا بانگ یارب یارب اومد

شب اومد باز شب اومد باز شب اومد
به جون خسته*ام باز هم تب اومد
هوا تاره چراغ هم سوت و کوره
تنم داره می*سوزه مثل کوره
خدایا یار من کی برمیگرده
آخه این از خداوندی به دوره
هوا تاره چراغ هم سوت و کوره
تنم داره می*سوزه مثل کوره
خدایا یار من کی برمیگرده
آخه این از خداوندی به دوره

چه کجدار و مریضی دارم امشب
چه درد ناله*خیزی دارم امشب
خدایا این حبیــبه یا طبیــبه
چه مهمون عزیزی دارم امشب
خدایا این حبیــبه یا طبیــبه
چه مهمون عزیزی دارم امشب

باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومد
به جون خسته*ام باز هم تب اومد
بازم از لاله خونین قلبم
خدایا بانگ یارب یارب اومد
شب اومد باز شب اومد باز شب اومد
به جون خسته*ام باز هم تب اومد
دیدگاه ها (۳)

اینم پارت ۴ رویادنبالم کن تا پارت بعدی این رمان رو ببینی تو...

part:21

پارت ۷

وقتی بهت توجه نمی کرد

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط