دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی
دل مست سر کوی تو بود و تو نبودی

از حنجره ی عشق صدای تو شنیدم
گوشم به هیاهوی تو بود و تو نبودی

بر گونه ی من گرد غریبانه مهتاب
آمیخته با بوی تو بود و تو نبودی

وقتی غزل "چشم سیاه" تو سرودم
شب مطلع گیسوی تو بود و تو نبودی

بی می، سر من مست چنان بود که هر سنگ
ناز سر زانوی تو بود و تو نبودی...

رفتم ز خود آن‌گونه که اندیشه بودن
باریک‌تر از موی تو بود و تو نبودی

آخر سر خود بر سر دیوار شکستم
مه آینه روی تو بود و تو نبودی...

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی دل مست سر کوی تو بود و تو نب...

چرخ گردون هرچه کردی ناز شستتسخت کردی روزگارم با شکستتگرچه ای...

گم شدن در کوچه‌های بی‌کسی حقم نبودوای این دلشوره‌ها، دلواپسی...

گم شدن در کوچه‌های بی‌کسی حقم نبودوای این دلشوره‌ها، دلواپسی...

« مردی بین ما »پارت ۵: «اعترافی در سکوت» درست زمانی که فکر م...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

my favorite enemy ویو جونگکوک:جونگکوک: اره! من هیولام جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط