گل را به چمن گونهٔ رخسار تو نیست

گل را به چمن گونهٔ رخسار تو نیست
دیدگاه ها (۱)

بیدار مانده ام که تو را شعر کنمهزار خیال آمد وتو اما نیامدی ...

اگر هنوز من آواز آخرین توامبخوان مرا و مخوان جز مراکه می میر...

نخواهم جان پر غم را ،تویی جانم به جان تو ...

برخاستم از خواب!در پلکم توییو نمی‌دانم کجایی...

گودی‌آن‌چالہ‌های‌گونہ‌ات‌یک‌چاه‌نیست💚پس‌چرا‌زیباییش‌دست‌کمی‌...

خرم آن روز که چون گل به چمن بازآیییا به بستان به در حجره من ...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط