((وانشات تهیونگ))

((وانشات تهیونگ))




ات: رو کاناپه نشستم
هنو از تهیونگ عصبی بودم
ک یونتان اومد کنارم
اهمیتی بهش ندادم
ک روی پام نشست
گزاشتمش کنار ک دوباره سرجاش نشست
این بار هلش دادم

ات: گمشو دیگ

صدای ته از پشت سرم اومد
ته: هوی درست باهاش حرف بزن در حدی نیسی ک اینجوری باهاش حرف بزنی

بغض راه گلوم رو بست
اومد رو کاناپه با فاصله از من نشست

ته: نمیتونی اخلاقتو درس کنی گمشو

ات: دیگ نتونستم تحمل کنم
یونتان رو گزاشتم رو پاش
و با گریه ب سمت اتاق رفتم
سعی میکردم صدام در نیاد
اروم وسایلمو جمع کردم
برگشتم سمت در
ک دیدم جلوی در دست ب سینه وایستاده

ته: کجا؟
ات: مگ نگفتی گمشو ، دارم میرم گم شم دیگ
ته: حق نداری جایی بری
ات: اینو ت تعیین نمیکنی
خستم کردی تهیونگ ولم کن.آه.

ات: خاستم از کنارش رد بشم
و از اتاق برم بیرون
ک دستمو گرف

تو‌چشاش زل زدم
ات: چیه؟ چرا ولم نمیکنی؟
ته: چون ت زنمی

پوزخندی زدم
ات: هه زنی ک ب سگ میفروشیش

چشاش رو بهم فشرد
ته: عصبی بودم یچیزی گفتم
ات: دیگ برام مهم نیس

ات: ب دیوار چسبوندم و
لبم رو ب دندون گرف.

ته: ا.ت من دوست دارم پس جایی نمیری
الانم تا بفاا.کت ندادم برو وسایلتو بزار سرجاش
ات: اما ت ..
ته: اما نداریم
بوسه ای روی گوشم کاشت
ته: بدو عشقم بعدش حاضر شو بریم بیرون

نظر بدید......
همین ی پارت کافیه یا بازم بزارم.... :›››
دیدگاه ها (۶)

پارت. 33

......//برده ی زیبا//.....

true Love②⓪شبتهیونگ خونه ی خودم بودم صدای در رو شنیدم.. سونگ...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

پارت‌۶:))فلش بک به وسط کلاس کوکات ویواز کوک اجازه گرفتم برم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط