پارت

پارت ¹⁷
رمان::من عاشق معلمم شدم
نویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄

جونگکوک:چرا اتفاقا خیلی اذیت میشم
تهیونگ:بسه دیگه بریم بخوابیم

★امیلی::خلاصه اونشب اتفاق خاصی نیوفتاد و خوابیدن★
صبح::
(روز ۱)
تهیونگ:بیدار شدم و جونگکوک و دیدم خیلی ناز خوابیده بود دقیقا مثل یه خرگوش سرمو خم کردم سمت صورتش و یه بوسه سطحی رو لباش گذاشتم
جونگکوک:تو..تو الان منو بوسیدی؟؟
تهیونگ:آره
جونگکوک:چرا؟
تهیونگ:دوست داشتم
جونگکوک:ولی من اینو دوست ندارم
تهیونگ:آها پس دوست داری که بیشتر از این رو باهات انجام بدم
جونگکوک:نه(عصبانی،کیوت)
تهیونگ:اوخیی عصبانیتش هم کیوته خرگوش من
جونگکوک:من خرگوش تو نیستم
تهیونگ:چرا هستی تو مال منی
جونگکوک:نخیرم من مال تو نیستم
تهیونگ:چرا مال منی همه چیت مال منه
جونگکوک:میگم ماله تو نیستم
تهیونگ:بدنت،لبات،چشمات،موهات،بینیت و خلاصه همه چیت مال منه و تو نمیتونی اینو تغییر بدی
جونگکوک:نمیخوام مال تو باشم
تهیونگ:ولی هستی
جونگکوک:اهههه،بسه دیگه حوصلم سررفت
تهیونگ:باشه،اگه میخوای تو بخواب منم صبحونه رو آماده کنم
جونگکوک: باشه برو
دیدگاه ها (۰)

پارت:: ¹⁸رمان::من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄ت...

پارت::¹⁹رمان::من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄ته...

پارت ¹⁶رمان::من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄تهی...

پارت ¹⁵رمان::من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄کمی...

پارت ¹³رمان::من عاشق معلمم شدم نویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄ته...

#سناریودرخواستی وقتی مافیا و سایکو هستن و عاشق ما میشن ولی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط