منِ دیوانه که صد سلسله بُگسیخته ام،

منِ دیوانه که صد سلسله بُگسیخته ام،

تا سرِ زلف تو باشد، نکشم سر ز کمند!
دیدگاه ها (۵)

وصالِ آن لبِ شیرین به خُسروان دادند،تو را نصیب همین بس که کو...

ای که در کوی خرابات مقامی داری،فرصتت باد که خوش صبحی و شامی ...

مرا از خواب خود بستان بدین خواب فراموشی!

پس! نترسیم از «مرگ»!!

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

✨دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمعای سر زلف تو مجموع پریشانی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط