زندگی آهسته تر من خسته ام

زندگی آهسته تر من خسته ام
کوله بار پاره ام را بسته ام
زخم پایم درد دارد٬ صبر کن
تا کسی مرهم گذارد٬صبر کن

صبر کن در سایه بنشینم کمی
شاید از ابری ببارد شبنمی
وادی رویای من اینجا نبود
روح من همبازی شبها نبود

صبر کن من راه را گم کرده ام....!
دیدگاه ها (۱)

بعد تو بغض و لبخندم را به هم آمیختم ، ،از تو شعری گفتم و اشک...

...

قشنگ تریـن پستی که از یِک دختَـر دیـدم... ⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩ﺳﻴﮕﺎﺭﻫ...

....

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

Rofile of the wolf...۹

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط