تنم تا هر گلویِ پیرهن در گِل فرو رفته
تنم تا هر گلویِ پیرهن در گِل فرو رفته
میانِ خنده هایِ انجمن در گِل فرو رفته
نه راهی پیش رو دارم نه راهی را که برگردم
میانِ خرمنِ غم پای من در گِل فرو رفته
برایم زندگی جنگست و من درجنگ تنهایم
دلم در پیش رویِ اهرمن در گِل فرو رفته
سراسر زندگی دردست و من از درد می نالم
دلم از قعر آتش سوختن در گِل فرو رفته
برایم مرگ شیرینست چون از زندگی سیرم
دل از بیهوده دایم تاختن در گِل فرو رفته
سرگشته
سهراب_عرب_زاده
میانِ خنده هایِ انجمن در گِل فرو رفته
نه راهی پیش رو دارم نه راهی را که برگردم
میانِ خرمنِ غم پای من در گِل فرو رفته
برایم زندگی جنگست و من درجنگ تنهایم
دلم در پیش رویِ اهرمن در گِل فرو رفته
سراسر زندگی دردست و من از درد می نالم
دلم از قعر آتش سوختن در گِل فرو رفته
برایم مرگ شیرینست چون از زندگی سیرم
دل از بیهوده دایم تاختن در گِل فرو رفته
سرگشته
سهراب_عرب_زاده
- ۱.۱k
- ۳۰ شهریور ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط