‏داشتم پیاده روی میکردم و از هوا لذت میبردم یه دفه به خود

‏داشتم پیاده روی میکردم و از هوا لذت میبردم یه دفه به خودم اومدم گفتم این قرتی بازیا چیه، زنگ یه خونه رو زدم فرار کردم
:)
دیدگاه ها (۴)

چشمات👀 :)

‏پسرا کلن اینطورین یکی که واسشون میمیره و ول میکنن میرن دنبا...

اون لحظه که داری خودتو تو شیشه ی یه ماشین درست می‌کنی و متو...

زندگیـ مِثلِعـ پانتوُمیمِہ•[🌏 🌸 ]•ْحَرفـ دِلتوُ بِعـ زبوُنـ ...

My uncle (part 70)

پارت ۲ویو جیوولباسم رو پوشیدم و رفتم مدرسهتو راه بودم و فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط