دلتنگی های آخر شب هرکسی

دِلتَنگی هایِ آخَرِ ش‍َبِ هَرکَسی،
هیچ شُبهه‌یِ دیگه ای نَداره...
یکی عَکس میبینه..!
یکی آهَنگ گوش میده..!
یکی پیامارو مُرور میکنه..!
یکی پیراهَن بَغَل میکنه ..!
یکی قَدَم میزَنه ...،
یکی سِتاره‌هارو می‌شماره..!
یکی مآهُ نِگاه میکنه..؛
یکی اَم...،

قُرص میخوره و «سَعی‌میکُنه‌بِخوابه،:)»













[مَحبوبِ مَن ،
شُمآ رآ دَر خوآب دیدَم!
سرو قَد، صِنوبَر قآمَت و مآهِ طَلعَت
نَزدیڪتَر شُدَم، مآه شُده بودید...🌙✨🦋🖤]

#آناهیتا 🖤
دیدگاه ها (۰)

خَسته‌م،...اونقَدرخَسته‌که‌حَواسَم‌رَفته‌پِیِ‌رَگای‌ِدَستَم‌...

بِلاتَکلیفَم!مثلِ حالِ آسِمان، آن موقع‌هایی که روز هَنوز شُد...

«اِمشَب با هَم فیلم میبینیم!یک‌فیلمِ‌گریه‌دار‌که‌تو‌از‌بَغَل...

هَمیشه دِلَم میخواست بِدانَم لَحظه هایِ #تو ،بی مَن چِطور می...

spy×familyفصل•۲•پارت•۵•دامیان دست آنیا رو میگیره می‌بره تو ر...

سه پارتی از سانزو‌ #پارت2:نمیدونم، اگه میخوای بخوابی بخواب،ب...

𝒩𝘢𝘮𝘌 𝒩𝘰𝘝𝘦𝘭 : 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟳هانا : خب ، بعدش ؟یوری : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط