"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭:1۰۴



دیار خوابیده بود و اونقدر توان نداشت که جونگکوک رو کنار بزنه.
تا صبح همون‌طور گذشت.

14مارس
"5:24"


با احساس یاد ملایمی که بدنشو میلرزوند خودشو بیشتر تو ب*ل جونگکوک فرو برد و تو خودش جمع شد.

چرا سرد بود؟
هیچوقت اتاقش سرد نبود.

آروم آروم چشماشو باز کردو اولین چیزی که دید بدن ل*ت جونگکوک بود.

کمی ازش فاصله گرفت و فهمید خوابیده.
تازه هوا روشن شده بود و پنجره باز بود.

چشماش به زور باز بودن و خیلی خوابش میومد.
رفت تا پنجره رو ببنده ولی دستایی دور کمرش مانع شدن.

صدای بمشو شنید که گفت:کجا؟

به سمت جونگکوک برگشت و چهره خواب آلودشو دید که چشماشو میمالوند.
مگه خواب نبود؟

_اگه میخوای پنجره رو ببندی باید بگم که من گرممه
دیار به کل خواب از سرش پرید و اخم کرد.

_سردته بیا تو ب*غ*ل من
و سپس با چشمای خمارش نگاهش کرد.

دیار کمی اخماش باز شد و به فکر فرو رفت.
اگه قبول می‌کرد پرو نمیشد؟
اما خیلی سرد بود.

سرشو تکون داد و رفت تو ب*لش.

جونگکوک یجوری ب*لش کرده بود که انگار میخواست بدنهاشونو باهم ادغام کنه.
سر دیار رو بازوهاش بود و دستشو دور ک*رش پیچیده بود.

به چشمای هم خیره بودن و پلک نمیزدن.

_چشات خیلی قشنگه بچه

دیار لبخندی زد و با ذوق چشماشو دزدید.
زیاد که بهش نگاه میکرد استرس می‌گرفت و خجالت میکشید.

چشمای درنده‌ای داشت و انگار با نگاهش قلبش رو شکار میکرد.

کمی بعد وقتی هنوزم نگاه های جونگکوک رو حس می‌کرد به خواب رفت.
دیدگاه ها (۱۰)

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:105"8:30" با نور آفتابی که تو چشمش ...

حمایت؟https://wisgoon.com/luna_jk_tae97

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۱۰۳*کامنت*

گپ سروشمونhttps://splus.ir/joingroup/AT-L_nfTsePApVMUtk3wuw

Chapter:1Part:24و بعد کنارش رو تا به نشست.دستی به موهای خیسش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط