به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم

به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم

خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد

دلم را چشم هایش تیرباران کرد ، تسلیمم

بگویید آن کمان ابرو سپاهش را نگه دارد

#سجاد_سامانی
دیدگاه ها (۱۱)

این پاییزتو را کم داردبرای قدم زدن...وگر نهمن آدم خانه نشینی...

تسلیم نخواهم شد !زندگی می کنم ...برای رویاهایی که منتظرند به...

با این همه جداییدنیا ادامه داردتلخ است و سخت ومبهماماادامه د...

****

پرستار با ترس و گریه هایش تند گفت سو آه : ترو خدا این کارو ن...

پارت ۱۸اوضاع خوب نبود. دانزو میدانست که از شیسویی کتک خورده ...

پارت ۱۷سوناده حدود سیصد تا از ان کوتوله ها را شوت کرد توی عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط