لیلی مگذار از دم خود دود شوم

لیلی مگذار از دَم ِ خود دود شوم

لیلی مپسند این همه نابود شوم



لیلی بنشین، سینه و سر آوردم

مجنونم و خونابِ جگر آوردم



مجنونم و خون در دهنم می رقصد

دستان جنون در دهنم می رقصد



مجنون تو هستم که فقط گوش کنی

بگذاری ام و باز فراموش کنی



دیوانه تر از من چه کسی هست،کجاست

یک عاشق ِ این گونه از این دست کجاست



تا اخم کنی دست به خنجر بزند

پلکی بزنی به سیم آخر یزند



تا بغض کنی،درهم و بیچاره شود

تا آه کِشی،بندِ دلش پاره شود



ای شعله به تن،خواهرِ نمرود بگو

دیوانه تر از من چه کسی بود،بگو
دیدگاه ها (۱)

آتش بزن این قافیه ها سوختنی ست این شعر ِ پُر...

من را بگذار عشق زمین گیر کند. این زخم...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن لب وا کن و ب...

زنده ام،هرچه زدی تیغه به شریان نرسیدخیز بردار ببینم خطری هم ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁸ رسیدن خونه همگی با...

part:23name: عشق و جداییویو کوکبورا رو بردم توی اتاق خودم..ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط