Part ...

Part:19. #ریاست.عشق



متوجه شدم جونگکوک رفته بیرون
ظرف سوپ رو تو سینی گذاشتم و از جام پاشدم تا ببرمش تو آشپز خونه که جونگکوک اومد

_ چرا بلند شدی بدش من

+همش که نمی شه بشینم

_چرا می شه

+اجوما کجاست

_یه چند روز رفته خونه یکی از اقوامش نمی یاد


+هوم

+بریم بیرون

_نه

+چرا

_نمی خوام باز اتفاقی برات بیوفته پس حرف بیرون رو نزن

+پس دوروز تو خونه چیکار کنم

_بیا باهم فیلم ببینیم


+چه فیلمی

_ترسناک

+نه ممنون

_خنده)
ترسیدی

+ارع

_باشه پس بیا بریم پشت بوم

+باشه

چند تا زیر انداز و بالشت برداشتیمو سمت پشت بوم رفتیم و پهنشون کردیم
بعد جونگکوک رفت و خوراکی آورد

آسمونش خیلی قشنگ بود و ستاره ها معلوم بودن
دیدگاه ها (۰)

Part:20. #ریاست.عشقبعد چند دقیقه جو...

Part:21. #ریاست.عشق_ات م.من من ...

Part :18. #ریاست.عشقاسم تهیونگ سر...

Part:17. #ریاست.عشقکه اونم همزمان حوله...

Part:5. #ریاست.عشقو اطرفو...

عشق و نفرت_قسمت هفتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط