روزی مردی در تو متولد می شود

روزی مردی در تو متولد می شود

که عاشق من است

و می میرد زنی در من

که روزها عاشق تو بود

سال ها بعد ما برای

دوست داشتن هم

دوباره به دنیا می آییم

و این بار دیگر هیچ راه گریزی

در میان نیست

تو ماهی قرمز کوچکی می شوی

در رودخانه های من

و من برای دوست داشتنت

دل را به دریاها می زنم ...


#منوچهر_بلیده
دیدگاه ها (۲)

لب های تو سرخچشم هایت آبی ...بایست !هوادار چه تیمی باشم ...؟

اگر مرا دوست نداشته باشیدراز می کشم و می میرممرگ نه سفری بی ...

قبل از آن که به خود بیاییتمام می شودمثل همین چند ماه و چند ه...

حالا دیگریک خط در میان گریه می کنم ،شانه هایم صبورتر شده اند...

بـ؏ـضـے آدَمـهــا شَبـیـهِ مِعجِـزِه‌اَن...بـے‌اِجـازه مـیـا...

تو را که دوست دارم،دیگر هیچ توضیحی برای این دل لازم نیست…همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط