ویولن ها مینوازند

ویولن ها می‌نوازند . . .
و فرشته ها گریه می‌کنند . . .
وقتی که ستاره ها در یک راستا قرار بگیرند
من در آنجا خواهم بود . . .
وقتی که ستاره های بخت مان منطبق شوند من در آنجا خواهم بود . . .
وقتی که خورشید غروب و ماه طلوع کند من در آنجا خواهم بود . . .
وقتی که ستاره ها پدیدار شوند و چشمک بزنند من در آنجا خواهم بود . . .
وقتی که دنیا به پایان برسد من کنارت خواهم بود . . .
وقتی که قلبت بشکند و آسیب ببیند من کنارت خواهم بود . . .
وقتی که همه طردت کردند و تورا با زخم هایت تنها گذاشتند من کنارت خواهم بود . . .
فرشته ی من . . .
حتی اگر روزی قلبم را بشکنی و خوردش کنی . . .
فقط از من فاصله بگير و دور شو . . .
نمیخواهم خورده های شکسته قلب من پاهایت را زخمی کند . . .
نه اصلا به چیز دیگری اهمیت نمیدهم . . .
من فقط میخواهم دوستت داشته باشم . . .
_همان فرشته طرد شده
دیدگاه ها (۵)

تو . . .خیلی متفاوت هستی . . .تو مثل شعری می مانی که ماهی ها...

رامپو سان:کریسمس بود . . .توده های برف آرام آرام تویِ آصمون ...

به یادش می آورم . . .چمن های سبز و خرم . . .نور گرم و فروزان...

احساسات یا منطق...؟!بنظرم یه سری کلیشه ها واقعا مزخرفن . . ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط