-آه! اکنون تو رفته ای و غروب

-آه! اکنون تو رفته ای و غروب
سایه می گسترد به سینه ی راه
نرم نرمک خدای تیره ی غم
می نهد پا به معبد نگهم
می نویسد به روی هر دیوار
آیه هایی همه سیاهِ سیاه..!

#فروغ_فرخزاد
#deep_feeling
دیدگاه ها (۱)

-غافل ز حال خویشتنمآمدنم بهر چه بودبار سفر بسته ام..#deep_fe...

-زنده ولی مرده، در خانه ای کوچکمرده ولی زنده، مدفون ِدر گورم...

-دل بریدن در میان بهت و گریه ساده نیستبوی رفتن می دهد این لح...

بزرگترین بدی زندگی اینه کههیچ وقت اون چیزی رو که می خوای همو...

قلب سرخ سایه ها

.هوا ناگهان سنگین شد.نه بادی می‌وزید، نه آبی موج می‌زد— اما ...

پارت سیزدهم شاهزاده ای از جنس ابر با برخوردِ موجِ عظیمی از ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط