𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷
𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷
خیلی دردناک است این مشکل ؛
که همیشه برای فرار از دست یک آدم به آدم
دیگری پناه بردهایم.
#ریچارد_ییتش
✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩
روز ها با او سپری میشود و من هرروز بیشتر فکر میکنم که عاشقش شده ام.عاشق موهای مجعدش چشمهای آبی اش پوست رنگ پریده اش و حرفهایش!گاهی شک میکنم که او نویسنده است؟با او روی چمن های سبز پشت مدرسه میدوم از درخت پیری بالا میرویم و هر کدام روی شاخه ای مینشینیم و ستاره های درخشان را میشماریم"میدونی هرکدوم از ما اسم یه ستاره رو داریم؟من سیریوس بلاتریکس¹ آندرومدا² و...خب هممون"
"خیلی بامزست.این حسو نداری که انگار کهکشان خانوادته؟یا چیزی مثل این؟"
"راستش خانواده جالبی ندارم.به خاطر اونا از کهکشان هم دل خوشی ندارم!"
"درک میکنم...هی به نظرت اگه من توی خانواده شما بودم اسممو از روی کدوم ستاره میذاشتن؟"
"باید یه چیزی باشه مثل خودت...پاک، درخشان ،پرانرژی و زیبا.زیباترین ستاره...Polaris|پولاریس.توی سردترین جای دنیا ظاهر میشه اما رنگیه و به قدر کافی گرمه.به نظرم اگه تو یه بلک بودی اسمت باید پولاریس می بود"
"ازش خوشم میاد.پولاریس صدام بزن"
"ولی من اسم خودتو دوست دارم...یه بره معصوم یا یه همچین چیزی؟"
"ولی من دلم نمیخواد بره معصوم باشم"
"اما هستی.پاک و بی آلایش.مثل گل"
"زهرمار ریگولوس خوشم نمیاد!"
"خیلی خب بابا!قهر نکن"
"ریچل اسم مادرمه.موقع زایمان مرد.پدرم بخاطر این اسممو گذاشت ریچل که با هربار صدا زدنم یاد اون بیوفته."
"بخاطر مادرت متاسفم.درک میکنم چقدر سخته"
"راستش من هیچوقت ندیدمش.آدم دلتنگ چیزی که هیچوقت نداشته نمیشه."
"گمونم بفهمم چیمیگی.احتمالاً من یه عالمه از این نداشته ها دارم."
"فکر کنم این رنج های ماست که ما رو به هم وصل کرده.پسر ستاره ای و دخترِ میش."
"که هیچکدومشون اسماشونو دوست ندارن"
میخندم"درسته"
"قسم میخوری که تا همیشه بمونی ریچل؟نمیتونم تصور کنم من باشم و تو نباشی"
"من دوست دارم رگی.من هیچوقت کسی که دوسش داشته باشمو ترک نمیکنم"
✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩
¹Bellatrix
²Andromeda
خیلی دردناک است این مشکل ؛
که همیشه برای فرار از دست یک آدم به آدم
دیگری پناه بردهایم.
#ریچارد_ییتش
✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩
روز ها با او سپری میشود و من هرروز بیشتر فکر میکنم که عاشقش شده ام.عاشق موهای مجعدش چشمهای آبی اش پوست رنگ پریده اش و حرفهایش!گاهی شک میکنم که او نویسنده است؟با او روی چمن های سبز پشت مدرسه میدوم از درخت پیری بالا میرویم و هر کدام روی شاخه ای مینشینیم و ستاره های درخشان را میشماریم"میدونی هرکدوم از ما اسم یه ستاره رو داریم؟من سیریوس بلاتریکس¹ آندرومدا² و...خب هممون"
"خیلی بامزست.این حسو نداری که انگار کهکشان خانوادته؟یا چیزی مثل این؟"
"راستش خانواده جالبی ندارم.به خاطر اونا از کهکشان هم دل خوشی ندارم!"
"درک میکنم...هی به نظرت اگه من توی خانواده شما بودم اسممو از روی کدوم ستاره میذاشتن؟"
"باید یه چیزی باشه مثل خودت...پاک، درخشان ،پرانرژی و زیبا.زیباترین ستاره...Polaris|پولاریس.توی سردترین جای دنیا ظاهر میشه اما رنگیه و به قدر کافی گرمه.به نظرم اگه تو یه بلک بودی اسمت باید پولاریس می بود"
"ازش خوشم میاد.پولاریس صدام بزن"
"ولی من اسم خودتو دوست دارم...یه بره معصوم یا یه همچین چیزی؟"
"ولی من دلم نمیخواد بره معصوم باشم"
"اما هستی.پاک و بی آلایش.مثل گل"
"زهرمار ریگولوس خوشم نمیاد!"
"خیلی خب بابا!قهر نکن"
"ریچل اسم مادرمه.موقع زایمان مرد.پدرم بخاطر این اسممو گذاشت ریچل که با هربار صدا زدنم یاد اون بیوفته."
"بخاطر مادرت متاسفم.درک میکنم چقدر سخته"
"راستش من هیچوقت ندیدمش.آدم دلتنگ چیزی که هیچوقت نداشته نمیشه."
"گمونم بفهمم چیمیگی.احتمالاً من یه عالمه از این نداشته ها دارم."
"فکر کنم این رنج های ماست که ما رو به هم وصل کرده.پسر ستاره ای و دخترِ میش."
"که هیچکدومشون اسماشونو دوست ندارن"
میخندم"درسته"
"قسم میخوری که تا همیشه بمونی ریچل؟نمیتونم تصور کنم من باشم و تو نباشی"
"من دوست دارم رگی.من هیچوقت کسی که دوسش داشته باشمو ترک نمیکنم"
✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩
¹Bellatrix
²Andromeda
- ۱۵۲
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط