𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season¹
PART³⁰

(نایون+)(جونگکوک–)(مادربزرگ¥)(دوست جونگکوک~)
جونگکوک دوباره گوشیش رو روشن کرد و شماره یکی از دوستاش رو گرفت
–هی،جونگکوکم...میتونی برام مکان و مشخصات صاحب یه آیدی رو پیدا کنی؟...باشه برات میفرستم
جونگکوک آیدی رو برای دوستش فرستاد و کمی بعد یه پیام اومد
~به یه چیز عجیب بر خوردم،تا حالا همچین چیزی ندیده بودم...انگار آیدیش وجود نداره با اینکه داره...خب کارم سخت تره،ممکنه یه کم طول بکشه
–باشه اما هرچه سریعتر لطفاً...ممنون
جونگکوک در سرویس رو باز کرد و با نایون که پشت در بود مواجه شد
–از کی اینجایی؟
+از وقتی با دوستت تماس گرفتی... داشتم نگران میشدم خیلی وقته اون جایی،اومده بودی از سرویس بهداشتی استفاده کنی یا با دوستت تماس بگیری؟
–نایون لطفاً سوال پیچم نکن خودت که میدونی چه حس افتضاحیه!
+میدونم اما تو میدونی اینکه یه نفر مدام بهت جواب های پیچیده بده و بحث رو عوض کنه و یهو عجیب رفتار کنه هم چه حس افتضاحیه؟دارم سعی میکنم به حریم شخصیت احترام بزارم اما واقعا داری برام سختش می‌کنی!اگر یه زن دیگه توی زندگیت هست و از من خسته شدی و دوستم نداری صادق باش و بهم بگو...من رو اذیت نکن!
جونگکوک با این حرف نایون عصبانی شد...یعنی چی که یه زن دیگه توی زندگیش باشه،جونگکوک نمیتونست دنیای خودش رو بدون نایون تصور کنه...دستای نایون رو گرفت و به سمت خودش کشید و پیشونیش رو به پیشونی نایون تکیه داد و نفسش رو عصبی بیرون فرستاد و با لحنی که کمی عصبی بود جواب داد
–نایون!بس کن! هیچ زن دیگه ای تو زندگیم نیست فقط اوضاع به هم ریخته و یه مشکلی پیش اومده که نمیتونم بهت بگم،ولی قول میدم وقتی تونستم خودم رو جمع کنم بهت میگم!
نایون کمی از لحن و حرکت ناگهانی جونگکوک جا خورد...چشماش بین چشمای جونگکوک چرخیدن و جز حقیقت و عشق چیزی ندیدن...نایون آروم موافقت کرد و جونگکوک یکی دستش رو رها کرد و صورت نایون رو قاب گرفت و دقیقا وقتی میخواست ببـ‌وستش مادربزرگ صداشون زد
¥کجایید پس؟بیاید بریم!
اما جونگکوک‌ نمی‌تونست از نایون بگذره پس برای چند ثانیه کوتاه نایون رو بـ‌وسید و بعد رفت اما نایون در همون حالت توی شوک مونده بود...کمی بعد بلاخره به سمت جایی رفت که مادربزرگ و جونگکوک بودن
¥خب بیاید بریم
جونگکوک وسایل مادربزرگ رو گرفت و با هم به سمت بیرون رفتن ولی این بار سعی کرد فاصلش رو با نایون حفظ کنه،به محض اینکه پاشون رو از عمارت گذاشتن بیرون جونگکوک میتونست یه نگاه سنگین رو روی خودش حس کنه اما هرچقدر اطراف رو نگاه کرد چیزی ندید...وقتی مادر بزرگ و نایون سوار ماشین شدن جونگکوک مکث کرد و با دقت بیشتر نگاه کرد اما بازم هیچی ندید...سوار ماشین شد و رانندگی رو شروع کرد...فکر کرد که اگر اون فرد دنبال تمام لحظه ها باشه باید یه طوری دنبالشون بیاد اما جاده خلوت بود و همه چیز عجیب و عجیب تر میشد‌...وقتی به عمارت رسیدن دوباره همون نگاه سنگین رو حس کرد...چطور ممکن بود وقتی حتی یه ماشین هم از کنارشون رد نشده بود اون فرد دوباره اینجا بود؟اون هفته به سرعت برق و باد گذشت اما جونگکوک سعی میکرد در کنار عشق ورزیدن مخفیانه به نایون فاصله رو هم رعایت کنه و هر روز تعداد عکس ها بیشتر میشد و جونگکوک رو بیشتر میترسوند... بلاخره روز عروسی رسید...نایون رفته بود به اتاق پرو تالار و تقریبا آماده بود ولی یه مشکل داشت،زیپ لباسش گیر کرده بود و هیچکس اون اطراف نبود... میخواست جونگکوک رو پیدا کنه و ازش بخواد این کار رو براش بکنه اما دقیقا همون لحظه یه مرد کامل مشکی پوش با ماسک و کلاه از اونجا گذشت و چشمکی به نایون زد...اون چشم ها برای نایون آشنا بودن ولی یادش نمیومد کجا اون ها رو دیده بود...مرد خیلی سریع از دید نایون دور شد اما ذهن نایون هنوز درگیر بود... نایون به یاد آورد میخواست چیکار کنه و جونگکوک رو صدا زد و در کمتر از چند ثانیه جونگکوک اومد
–من رو صدا زدی؟چیزی شده؟
+زیپ لباسم گیر کرده... میتونی برام ببندیش
جونگکوک رفت پشت نایون تا زیپ لباس رو ببنده
+جونگکوک تو کجا بودی؟
–توی اتاق کناری،چرا چیشده؟
+در اتاق باز بود؟
–آره ولی من حواسم پرت آماده شدن بود
+یه مرد عجیب ندیدی؟
–عجیب منظورت چیه؟
جونگکوک گیج شده بود و می‌خواست سوال بعدی رو بپرسه که یه پیام براش اومد...

ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــ
این پارت شرطی نداره🪷
ـــــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ـــــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۴)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART²⁹(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART²⁸(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹¹(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط