بیب من برمیگردم
بیب من برمیگردم
پارت : 119
جونگکوک دستشو رو شونه این هیونگ گذاشت و فشار کمی وارد کرد و گفت
_ دیگه نمیخوام اسم تورو تو گوشی و خودتو کنار زنم ببینم وگرنه بد پشیمونت میکنم
این هیونگ اخم کرد میدونستم اگه کسی اینجوری اعصبانیش کنه یه دعوا راه میندازه
_ اگه کنار زنت باشم و اسمم رو گوشیش باشه مثلا میخوای چیکار کنی
_ گفتم که بد پیشیمونت میکنم
این هیونگ یه مشت به صورت جونگکوک زد جونگکوک یکم اومد عقب و دستشو رو صورتش گذاشت
اعصبانی شد سرشو اورد بالا میدونستم الان میخواد یه دعوایی بشه
سریع به سمت جونگکوک رفتم بازوش رو گرفتم و سعی کردم ارومش کنم و گفتم
+ جونگکوک ول بیا بریم اشتباه کرد
جونگکوک محکم هلم داد که افتادم زمین و سرم خورد به یه میز
بلند شدم مایع گرمی رو روی گردنم حس میکردم دستمو به سمت گردنم بردم و بعد به دستام نگاه کردم
لعنتی خونی شده بود اهمیت ندادم و بلند شدم و به سمت جونگکوک که داشت این هیونگ رو میزد رفتم
دستش رو گرفتم چشمام یهو بسته شد و افتادم و آخرین بار فقط عربده جونگکوک رو شنیدم که گفت
_ جنی بلند شو الان نه
( جونگکوک)
با مشتی که زد عقب رفتم حرصم در اومد جنی سریع به سمتم اومد بازومو گرفت اما خون جلوی چشمامو گرفته بود
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
خب خوشگلای من امیدوارم خوشتون اومده باشه
خب از اونجایی که نفرات زیادی فالو کردن میخوام شرایط بزارم
شرایط : ۲۰ لایک
اگه درخواستی داشتید یا پیشنهاد داشتید یا نظری داشتید حتما بگید خوشحال میشم ببینم ♥️
پارت : 119
جونگکوک دستشو رو شونه این هیونگ گذاشت و فشار کمی وارد کرد و گفت
_ دیگه نمیخوام اسم تورو تو گوشی و خودتو کنار زنم ببینم وگرنه بد پشیمونت میکنم
این هیونگ اخم کرد میدونستم اگه کسی اینجوری اعصبانیش کنه یه دعوا راه میندازه
_ اگه کنار زنت باشم و اسمم رو گوشیش باشه مثلا میخوای چیکار کنی
_ گفتم که بد پیشیمونت میکنم
این هیونگ یه مشت به صورت جونگکوک زد جونگکوک یکم اومد عقب و دستشو رو صورتش گذاشت
اعصبانی شد سرشو اورد بالا میدونستم الان میخواد یه دعوایی بشه
سریع به سمت جونگکوک رفتم بازوش رو گرفتم و سعی کردم ارومش کنم و گفتم
+ جونگکوک ول بیا بریم اشتباه کرد
جونگکوک محکم هلم داد که افتادم زمین و سرم خورد به یه میز
بلند شدم مایع گرمی رو روی گردنم حس میکردم دستمو به سمت گردنم بردم و بعد به دستام نگاه کردم
لعنتی خونی شده بود اهمیت ندادم و بلند شدم و به سمت جونگکوک که داشت این هیونگ رو میزد رفتم
دستش رو گرفتم چشمام یهو بسته شد و افتادم و آخرین بار فقط عربده جونگکوک رو شنیدم که گفت
_ جنی بلند شو الان نه
( جونگکوک)
با مشتی که زد عقب رفتم حرصم در اومد جنی سریع به سمتم اومد بازومو گرفت اما خون جلوی چشمامو گرفته بود
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
خب خوشگلای من امیدوارم خوشتون اومده باشه
خب از اونجایی که نفرات زیادی فالو کردن میخوام شرایط بزارم
شرایط : ۲۰ لایک
اگه درخواستی داشتید یا پیشنهاد داشتید یا نظری داشتید حتما بگید خوشحال میشم ببینم ♥️
- ۸۶
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط