مدتی هست که از دست خودم بیزارم

مدَّتی هست که از دست خودم بیزارم
مثل ابری که دلش تنگ شده می‌بارم

به طبیب‌ام برسانید سلامی از ما
دادِ ما هم برسد باز کمی بیمارم

بجز از عشق متاعی نخریدم، افسوس
بخت‌برگشته‌ترین کاسب این بازارم

خبری نیست در این دایره‌ی عشق دگر
گرچه عمری‌ست در این دایره چون پرگارم

دلم ای‌کاش کسی حرف تو را می‌فهمید
به کدامین گنهم خفته‌ترین بیدارم!

آسمان تنگ، دلم تنگ، زمین سنگ شده
گله از عشق زمینی به سمایی دارم...🦋🦋

دلتنگتم

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

مرادِ ما وصالِ توست از دنیا و از عقبیوگرنه بی‌ شما قدری ندار...

صدایی در گوشم پیچیدزنگی اشنا از شماره ای اشنااسترس ونگرانی ب...

عمرم فدای یک ذره ازعشقتعمربه چه کارآید وقتی کنارم نیستی..🦋🦋آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط