زیر باران تنها نشسته ام

زیر باران تنها نشسته ام

خیس خیسم

بی هیچ چتری

به یاد اخرین قرارمان میفتم

در همین جا بود که هر دو کنار هم با چتر میرفتیم

میرفتیم به سوی آینده ای

پر از هیاهو...

پر از قشنگی

اما حال چی...

حال که تو نیستی

تو در پی خود هستی

من اینجا نشسته ام و خیس رویاهایت شده ام

هر قطره بارانی که بر روی تنم میفتد یکی از خاطراتت را برایم زنده میکند

ای کاش دگر بار بیایی

باز زیر باران با ترانه برویم به سوی اینده
دیدگاه ها (۵)

عاشق اون نیست که شب خوابش خوابش نبره عاشق اون نیست که به تو...

به نظرتون واقعا عشق اینجوریه یا نه؟(بگین تو رو خدا) عشق یه ...

متاسفانه جامعه ای شده که خیانت ها زیاد شده.چه پسر چه دختر.ف...

هنوزم هر حا حتی اسمشو میارن هر جا رو نگاه میکنم هر وقت گو...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

پیش از آنکه زمستان تمام شودpart: ۳ ...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط