ما باید حقیقت را می‌گفتیم. و حقیقت این بود: "نه، اصلاً حا

ما باید حقیقت را می‌گفتیم. و حقیقت این بود: "نه، اصلاً حالم خوب نیست!" اما هیچکس نمی‌دانست چطور با شنیدن این حقیقت کنار بیاید، بنابراین ما راه‌های دیگری برای بیان آن پیدا کردیم و از هر جایگزین دیگری استفاده کردیم. موادمخدر، الکل، سفر، پول، کار، بدن‌های دیگر! ما به حقیقت خود، به‌جای صحبت کردن از خود غیرواقعی‌مان، عمل کردیم و گند همه‌چیز درآمد!
دیدگاه ها (۰)

خیال می‌کرد عاشق شده است، و حال آنکه چنین نبود ... زنان اغلب...

درد یعنی شب بخوابی غصه بیدارت کنداز زمان از ثانیه هرلحظه بی...

قول بده که خواهی آمداما هرگز نیا!اگر بیایی همه چیز خراب می‌ش...

ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻋﺸﻖ ﺯﻻ‌ﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﻨﺠﯽ ﺑﺎ ﻗﺴﻢﺍﯼ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮ ﻟﺒﻢ ﺳﻮﮔﻨﺪ، ﻗﺮﺁ...

تصاویر و مطالب . زیر نویس را بخونید لطفا

فراموشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط