ویو جیا

ویو جیا
جیا: بیخیال بابا ... چرا دوتاتون امدید کار دارید؟
کوک اعصبانیتش محو شد
ب سمت تخت امد
و اون طرف تخت نشست
تهیونگم درو بستو اند بغل من این طرف تخت نشست
جیا: ها؟...چییزی شده( روب جونگ کوک و تهیونگ از طرف پشت جیا نشسته)
سرمو سمت جونگ کوک بود
که با نفسای داغ تهیونگ رو گردنم ب سمتش برگشتم
جیا: هعی برو اون طرف ببینم
کوک: یادمون نمیاد ازت اجازه گرقته باشیم
جیا: چی
تهیونگ همونجوری که صورتش رو گردنم بود خوابوندم روتخت و روم خیمه زد
جیا: هعییی
تهیونگ وقتی دید داره رو سگم بالا میاد لبا/شو بم ل/بام چسبوندو باعث شد خفه شم
جونگ کوک از تخت بلند شدو
پیراهنشو دراورد
ب همزام ب این طرف تخت نزدیک شد
تهیونگ ب بغل دستم قلت خورد
جونگ کوک جاشو پر کردو صورتشو نزدیک صورتم کرد موهای لخت مشکیش صورتمو نوازش میکرد
میتونم ب یقیین بگم من با تهیونگ رابطه داشتم ولی جونگوکوک که نداشتم نصبت ب تهیونگ خیلی فرد حش/ری تری تو رابطه بود ی فرد تشنه رابطه
وایسا نکنه اینا میخواننن....
تهیونگ که بقلم بود با حالت کلافه نا/له گف
ته: بسه دیگه خسته شدم شروع کن
جونگ کوک با ی لبخند که واقعا دلمو برده بود
دیدگاه ها (۵۴)

ویو جیاته: اها باشه تهیونگ رفت اتاقش باز من وسط سالن بد اون ...

ویو کوکواقعا دل کندن سخت بود ولی با حوصله کارشو میسازمبد ۱۰ ...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۱۷بهار شد.برف آب شده بود. باغچه ...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۲۲بهار داشت تمام می‌شد. تابستان ...

"سرنوشت"فصل ۲ p,37...جیهوپ : ت..تو چیکار کردییی؟؟..جونگ سو :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط