...

...
ز بس بی تاب آن زلف پریشانم، نمی دانم
حبابم، موج سرگردان طوفانم؟ نمی دانم

حقیقت بود یا دور و تسلسلْ حلقۀ زلفت؟
هزار و یک شب این افسانه می خوانم، نمی دانم

سراسر صرف شد عمرم همه محو نگاه تو
ولی از نحوۀ چشمت چه می دانم؟ نمی دانم

چو اشکی سرزده یک لحظه از چشم تو افتادم
چرا در خانۀ خود عین مهمانم؟ نمی دانم

ستاره می شمارم سال های انتظارم را:
هزار و سیصد و چندین و چندانم؟ نمی دانم

نمی دانم بگو عشق تو از جانم چه می خواهد؟
چه می خواهد بگو عشق تو از جانم؟ نمی دانم....
دیدگاه ها (۶)

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

عاشقانه های شبنم

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

بس بی تاب آن زلف پریشانم، نمی دانم حبابم، موج سرگردان طوفانم...

ز بس بی تاب آن زلف پریشانم، نمی دانم حبابم، موج سرگردان طوفا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط