امیلی برونته احساساتی،سرکش و پرشور بود و از آن طرف به شکل
امیلی برونته احساساتی،سرکش و پرشور بود و از آن طرف به شکل جنون آمیزی خوددار،مغرور،کمرو،کمی مردانه و تنها بود.
تنها دوستش یک سگ بولداگ نیمه وحشی بود که او را هم یک بار(فقط چون رفته بود روی تخت خواب سفید و تمیز اتاق لم داده بود)تا حد مرگ کتک زد.با مشت بارها و بارها به چشمهایش کوبید و بعد خودش روی زخمها ضماد گذاشت.
بلندیهای بادگیر تنها رمانی است که امیلی برونته نوشته است و در زمان انتشارش مردم از آن استقبالی نکردند.بلندیهای بادگیر مثل طبع نویسندهاش تند بود؛پر از عذاب؛
وجد؛وسوسه بود؛پر از تصمیم بود.
اگر رمانتیسم همان فرار از واقعیت باشد،بلندیهای بادگیر یک داستان رمانتیک واقعی است اما این به آن معنا نیست که قلابی و دست دوم است.بلندیهای بادگیر داستان آدمهایی است که امیلی هیچ وقت ندید و توصیف عشقها و نفرتهایی است که امیلی هیچ وقت تجربه نکرد، اما این به آن معنا نبود که آن ها وجود نداشتند؛آن ها همیشه با او بودند، همیشه آن جا بودند؛توی تاریکی میلولیدند و چنگ میانداختند و امیلی همان طور که آن سگ را سر جایش مینشاند به آنها هم دهنه میزد؛پسشان میزد.
تنها دوستش یک سگ بولداگ نیمه وحشی بود که او را هم یک بار(فقط چون رفته بود روی تخت خواب سفید و تمیز اتاق لم داده بود)تا حد مرگ کتک زد.با مشت بارها و بارها به چشمهایش کوبید و بعد خودش روی زخمها ضماد گذاشت.
بلندیهای بادگیر تنها رمانی است که امیلی برونته نوشته است و در زمان انتشارش مردم از آن استقبالی نکردند.بلندیهای بادگیر مثل طبع نویسندهاش تند بود؛پر از عذاب؛
وجد؛وسوسه بود؛پر از تصمیم بود.
اگر رمانتیسم همان فرار از واقعیت باشد،بلندیهای بادگیر یک داستان رمانتیک واقعی است اما این به آن معنا نیست که قلابی و دست دوم است.بلندیهای بادگیر داستان آدمهایی است که امیلی هیچ وقت ندید و توصیف عشقها و نفرتهایی است که امیلی هیچ وقت تجربه نکرد، اما این به آن معنا نبود که آن ها وجود نداشتند؛آن ها همیشه با او بودند، همیشه آن جا بودند؛توی تاریکی میلولیدند و چنگ میانداختند و امیلی همان طور که آن سگ را سر جایش مینشاند به آنها هم دهنه میزد؛پسشان میزد.
- ۴۱۱
- ۲۴ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط