پارت ۱۱۰

پارت ۱۱۰

رزت: عهه چته

کیان : نامزد قشنگم عزیز دلم داره میگه من اون ماجرارو میدونممم بعد تو میخوای بریییی

رزت : عااااا چه ربطی داره؟

کیان : خو الان دردسر میشهههههه

رزت : باشه روانی نشو

کیان : من روانیممممم؟

رزت : نه من روانیم

کیان : هه کوه نمک

رزت : هوممم میرم ولی.... نگران نباش زود بر میگردم

کیان : هوف اتفاقی اگه افتاد تقصیر من نیست فهمیدی؟

رزت : باشه باشه

کیان : آفرین

رزت : به هر حال پس فرداست

کیان : عه ... من فکر کردم امروزه

رزت : نه بابا

کیان : آها

رزت : باید هدیه هم ببرم

کیان : لازم نیس_

رزت : چرا لازم هست هدیه میبرم

کیان : اهه

رزت : چیشد نکنه فکر کردی پولا تورو خرج میکنم

کیان : عه خداروشک_

رزت : درست فکر کردی

کیان : گریه فراوان
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۰۹رزت : بدششششکیان : ای خداااا خو بگو لطفااااارزت: من ...

پارت ۱۰۸ * وقتی بیدار شدم اپیک تو اتاقم بود * اپیک : او ببخش...

پارت ۹۸ * پرش زمانی .. تو مهمانی بودیم من منتظر کیان بودم که...

پارت ۶۴* رفتم لباسامو عوض کردم و بقیه رفتیم سر کلاس*استاد : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط