صفحه نخست » اجتماعی
صفحه نخست » اجتماعی
امید اجتماعی چگونه به دست میآید؟
عباس عبدی| واقعیت این است که فضای مجازی در ایران به گونهای شده است که تقاضا را برای هرچه سیاهتر و ناامیدانهتر نوشتن بیشتر کرده است. فضای مجازی مثل بازار شده است.
قیمت هر کالا را تعداد کلیک و لایک و بازدیدکنندگان تعیین میکنند و طبیعی است که بسیاری از نویسندگان و بازنشرکنندگان نیز مطابق میل مخاطب کار میکنند. بدتر از آن این است که حتی مطالب افراد که امیدبخش نیز باشد، به صورت دیگری خوانده میشود و در برخی موارد مسوولان کشور نیز این خوانش سیاه را در پیش میگیرند.
خب، هنگامی که مسوولان کشور نیز برای مورد توجه قرار گرفتن سخنانشان ناخواسته چنین خوانشی از متن دارند، دیگر چه انتظاری از جوان تلگرامی میتوان داشت؟ چرا امید مهم است؟ چرا سیاستمداران میکوشند که مردم را امیدوار کنند؟ چرا برخی از آنان در تحقق این هدف شکست میخورند؟ امید شرط لازم برای کنشگری است.
بدون امید، انسان نه تنها به لحاظ روحی و روانی دچار مشکل و شکست، بلکه به لحاظ جسمی نیز با بحران مواجه میشود. تجربه برخی بیماران صعبالعلاج نشان میدهد که در مواردی، برخلاف تصورات و تشخیصهای پزشکان، آنان توانستهاند با تکیه بر نیروی روانی و روحی خود بر بیماری غلبه کنند. این امید، فردی است و شناخت و تقویت آن در حوزه دانش روانشناسی است ...
در حالی که موضوع موردنظر این یادداشت، امید اجتماعی است. اینکه جامعه ما امیدوار باشد و نسبت به آینده جامعه خود امید داشته باشیم.
امید اجتماعی متفاوت از امید فردی است، هرچند آثار و عوارض به نسبت مشابهی دارند. امید اجتماعی محصول امید تکتک افراد نیست، بلکه محصول امید افراد به مثابه یک جامعه همبسته و منسجم است. اگر تکتک افراد یک مجموعه زندانی، امید به آزادی و رهایی شخصی داشته باشند، این امر به معنای شکلگیری امید میان مجموعه آنان نیست، چه بسا آزادی هرکدام نافی آزادی دیگری باشد.
هر یک از هزاران نفری که بلیت بختآزمایی میخرند، امید دارند که برنده شوند ولی شانس موفقیت هرکدام نافی شانس دیگران است و اگرچه یک یا چند نفر برنده میشوند، ولی در نهایت مجموعه آنان بازنده هستند.
ولی امید اعضای یک تیم به برنده شدن، از نوع امیدِ جمعی و اجتماعی است. افزایش شانس هرکدام لازمه افزایش شانس دیگری است؛ و در پایان، تیم است که برنده میشود و اعضای تیم در پرتو آن برنده میشوند.
اینجا امید اجتماعی متاثر از همبستگی و انسجام اجتماعی میان اعضای یک تیم است. بنابراین برای تقویت امید در جامعه بیش از هر چیز باید بر این انسجام و تقویت آن تاکید کرد، والا جامعهای که فاقد انسجام باشد، امیدواری تک تک اعضای آن جز خشونت و جلو زدن از یکدیگر و سقوط بنیانهای اخلاقی نتیجه دیگری ندارد.
امید اجتماعی بیش از آنکه محصول گفتوگو و نصیحت یا تولید و تزریق مفاهیم مبتنی بر امید باشد، ناشی از کنشهای جمعی و حرکتهای اجتماعی است. فرق است میان ناامیدی و امیدی متفاوت از امیدهای ما. انسان و جامعه ناامید، منفعل و شاید بالقوه نابود شده محسوب میشوند.
به همین علت افراد اندکی میکوشند که انسانها و جوامع را ناامید کنند، بلکه بسیاری از افراد میکوشند که چشمانداز خود را به عنوان آینده مطلوب و ممکن معرفی و دیگران را نسبت به آن مجاب کنند. این حق همه است که باغهای سرسبز آرزوها و امیدهای خود را به دیگران نشان دهند و نظر دیگران را به آن جلب و امیدوار کنند، ولی ناامید کردن از آنچه دارند و به جایش، چیزی را جانشین نکردن، خیانت به جامعه است.
مهمترین نکته سیاست امید، ایجاد تعادل و توازن میان قطعیت و احتمال است. در سطح رفتار فردی ما حق و اختیار داریم که به کمترین احتمالات نیز امید ببندیم. خرید یک بلیت بختآزمایی، شانس برنده شدن یک در میلیون برای خریدار دارد ولی او میتواند و حق دارد که چنین شانس اندکی را آزمایش کند و هزینهاش را بپردازد.
ولی آیا در سطح اجتماعی نیز میتوانیم به چنین احتمالاتی دلخوش باشیم؟
امید اجتماعی چگونه به دست میآید؟
عباس عبدی| واقعیت این است که فضای مجازی در ایران به گونهای شده است که تقاضا را برای هرچه سیاهتر و ناامیدانهتر نوشتن بیشتر کرده است. فضای مجازی مثل بازار شده است.
قیمت هر کالا را تعداد کلیک و لایک و بازدیدکنندگان تعیین میکنند و طبیعی است که بسیاری از نویسندگان و بازنشرکنندگان نیز مطابق میل مخاطب کار میکنند. بدتر از آن این است که حتی مطالب افراد که امیدبخش نیز باشد، به صورت دیگری خوانده میشود و در برخی موارد مسوولان کشور نیز این خوانش سیاه را در پیش میگیرند.
خب، هنگامی که مسوولان کشور نیز برای مورد توجه قرار گرفتن سخنانشان ناخواسته چنین خوانشی از متن دارند، دیگر چه انتظاری از جوان تلگرامی میتوان داشت؟ چرا امید مهم است؟ چرا سیاستمداران میکوشند که مردم را امیدوار کنند؟ چرا برخی از آنان در تحقق این هدف شکست میخورند؟ امید شرط لازم برای کنشگری است.
بدون امید، انسان نه تنها به لحاظ روحی و روانی دچار مشکل و شکست، بلکه به لحاظ جسمی نیز با بحران مواجه میشود. تجربه برخی بیماران صعبالعلاج نشان میدهد که در مواردی، برخلاف تصورات و تشخیصهای پزشکان، آنان توانستهاند با تکیه بر نیروی روانی و روحی خود بر بیماری غلبه کنند. این امید، فردی است و شناخت و تقویت آن در حوزه دانش روانشناسی است ...
در حالی که موضوع موردنظر این یادداشت، امید اجتماعی است. اینکه جامعه ما امیدوار باشد و نسبت به آینده جامعه خود امید داشته باشیم.
امید اجتماعی متفاوت از امید فردی است، هرچند آثار و عوارض به نسبت مشابهی دارند. امید اجتماعی محصول امید تکتک افراد نیست، بلکه محصول امید افراد به مثابه یک جامعه همبسته و منسجم است. اگر تکتک افراد یک مجموعه زندانی، امید به آزادی و رهایی شخصی داشته باشند، این امر به معنای شکلگیری امید میان مجموعه آنان نیست، چه بسا آزادی هرکدام نافی آزادی دیگری باشد.
هر یک از هزاران نفری که بلیت بختآزمایی میخرند، امید دارند که برنده شوند ولی شانس موفقیت هرکدام نافی شانس دیگران است و اگرچه یک یا چند نفر برنده میشوند، ولی در نهایت مجموعه آنان بازنده هستند.
ولی امید اعضای یک تیم به برنده شدن، از نوع امیدِ جمعی و اجتماعی است. افزایش شانس هرکدام لازمه افزایش شانس دیگری است؛ و در پایان، تیم است که برنده میشود و اعضای تیم در پرتو آن برنده میشوند.
اینجا امید اجتماعی متاثر از همبستگی و انسجام اجتماعی میان اعضای یک تیم است. بنابراین برای تقویت امید در جامعه بیش از هر چیز باید بر این انسجام و تقویت آن تاکید کرد، والا جامعهای که فاقد انسجام باشد، امیدواری تک تک اعضای آن جز خشونت و جلو زدن از یکدیگر و سقوط بنیانهای اخلاقی نتیجه دیگری ندارد.
امید اجتماعی بیش از آنکه محصول گفتوگو و نصیحت یا تولید و تزریق مفاهیم مبتنی بر امید باشد، ناشی از کنشهای جمعی و حرکتهای اجتماعی است. فرق است میان ناامیدی و امیدی متفاوت از امیدهای ما. انسان و جامعه ناامید، منفعل و شاید بالقوه نابود شده محسوب میشوند.
به همین علت افراد اندکی میکوشند که انسانها و جوامع را ناامید کنند، بلکه بسیاری از افراد میکوشند که چشمانداز خود را به عنوان آینده مطلوب و ممکن معرفی و دیگران را نسبت به آن مجاب کنند. این حق همه است که باغهای سرسبز آرزوها و امیدهای خود را به دیگران نشان دهند و نظر دیگران را به آن جلب و امیدوار کنند، ولی ناامید کردن از آنچه دارند و به جایش، چیزی را جانشین نکردن، خیانت به جامعه است.
مهمترین نکته سیاست امید، ایجاد تعادل و توازن میان قطعیت و احتمال است. در سطح رفتار فردی ما حق و اختیار داریم که به کمترین احتمالات نیز امید ببندیم. خرید یک بلیت بختآزمایی، شانس برنده شدن یک در میلیون برای خریدار دارد ولی او میتواند و حق دارد که چنین شانس اندکی را آزمایش کند و هزینهاش را بپردازد.
ولی آیا در سطح اجتماعی نیز میتوانیم به چنین احتمالاتی دلخوش باشیم؟
- ۱۵۱
- ۰۷ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط