دل به دنیای تو دادم که تو دنیای منی

دل به دنیای تو دادم که تو دنیای منی !
نکند دیر کنی یا که دل از من بکنی !

بروی باز فراموش کنی یاد مرا ...
پشت پا بر همه ی قول و قرارت بزنی !

یک نفر پشت همین پنجره ها منتظر است
تا بیایی و شبی با تو بگوید سخنی !

این روا نیست که از دور کنارت باشم
تو همانی که مرا روح و جان در بدنی !

می روی تا که مرا خسته و دلتنگ کنی
من چه کردم که تو اینگونه دلم‌ میشکنی؟!

هرکجایی که تو باشی دل من هم آنجاست
منم آن کس که بدون تو ندارد وطنی !

باز برگرد و بیا یوسف گم‌ گشته‌ی من
تا زلیخای دلم پاره کند پیرهنی ...!




‌ ┅═•❃💚❤️💚❃•═┅



عۣۗـۙشۣۗـۙقۣۗ
دیدگاه ها (۰)

با نگاهت عاشقم کردی، دلم دیوانه شدخنده بر لب شاعرم کردی ،دلم...

‌ من آمده ام تابهابدمال توباشمپرواز کنى،پر بزنم،بال تو باشم...

من که جز هم‌نفسی با تو ندارم هوسیبا وجود تو چرا دل بسپارم به...

هرچه  آمد به سرم تا به ابد پای شماستچون دلم عاشق و درگیر معم...

گفتم غزلی از تو بگویم که بخوانیشاید به دلت رحم بیفتد، و بمان...

فشار بی نتی😊👇🏻

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط