گفتم:خدایا از همه دلگیرم!

گفتم:خدایا از همه دلگیرم!

گفت:حتی از من؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتم:خدایا دلم را ربودند!

گفت:پیش از من؟؟؟؟؟؟؟

گفتم:خدایا چه قدر دوری!

گفت:تو یا من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتم:خدایا تنها ترینم !

گفت: با وجود من؟؟؟؟

گفتم: خدایا کمک خواستم!

گفت:غیر ازمن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتم:خدایا دوستت دارم !

گفت: بیش از من؟؟؟؟؟؟؟


خداا.......
وقتی در ساحل زندگی به گذشته می نگرم، در طوفان ها تنها بودم.

تنها یک رد پا بود و فقط در آرامش عمر، دو رد پا بود و خدا مرا در طوفان تنها گذاشت.

همچنان مبهوت رد پای جا مانده روی ساحل بودم که صدا آمد:

ای بنده به چه مینگری؟ این همه شکایت از چیست؟

بنگر آن دم که مرا دنبال کردی، در آرامش بودی و آن دم که در طوفان بودی، تو را بر دوش کشیدم،

و آن رد، تنها رد من بود......
دیدگاه ها (۱)

کاش میشد بوسه ها را قاب کرد مثل نامه سوی هم پرتاب کرد کاش ...

آتش و آب و آبرو با هم هر سه گشتند در سفر همراه عهد کردند ه...

می روم دلمردگی ها را ز سر بیرون کنم گر فلک با من نسازد،چرخ ...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

part:16فردا ساعت 1:25ویولت:بعد از ۲۰مین به رستوران رسیدم و ب...

فاصله یک لبخند تا جنون

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط