خدایا..

خدایا..
یعقوبت چند سال اشک ریخت؟؟
شنیده ام که در فراغ یوسفش
دیدگانش را از دست داد..
مگر من چگونه گریسته ام که دارم کور میشوم؟؟!

.
.


text_by_mohamad aref
01:06 بامداد جمعه 28/8/95
دیدگاه ها (۶)

دلم خیلی گرفته بود...ولی الان خوبم..از امشب به بعد هم باید ....

حیف که خوردن شراب گناه...وگرنه انقد میخوررردم تا همه چی از ی...

خدایا ..یا دستم رو بگیر..یا نفسم رو..خسته گیم از دنیایت..دیگ...

چقد سخته..توی اوج وقتی که داری..فراموشش میکنی..نگات به ساعت ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_34یک روز بعد>>>>>کوک به دختر کوچیکش نگاه ...

داستان عاشقانه جدید

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

📸 عکس آخرپارت چهارم: «نامه‌ای که دیر رسید»هفت سال گذشته بود....

.....پارت ششم....

my snow ❄#my_snowPT 36اونا دوباره شروع به زدن هم میکنن . ات ...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط