پس کِی ما خودمان را زندگی کنیم..؟

پس کِی ما خودمان را زندگی کنیم..؟
من بخاطر تو
تو بخاطر من
اون بخاطر ما
ما بخاطر شما
شما بخاطر اونها
اونها بخاطر چی..؟

کی تمام می شود این بازی تلخ ؟
پس کِی من خودم را زندگی کنم؟
پس کِی تو خودت را زندگی کنی؟
پس کِی ما خودمان را زندگی کنیم؟
بدبختی ما در رابطه ها همین است که میترسیم!

از حرف زدن!
از خودمان بودن!
مطلوب او می شویم و خودمان را فراموش میکنیم
کم کم هیچی از خودمان باقی نمی ماند!

یک رابطه فرسایشی
که هراسش، ترس از دست دادنش، تهدیدهایش، از آرامشش بیشتر
میشود!
.
ما هم چنگ میزنیم به هر طنابی از این بودن!
که تنها نمانیم
که یکی باشد
شده چند روز در میان
شب بخیری، صبح بخیری بگویید!

به عزت نفسمان فکر نمیکنیم
به حرمت خودمان بودن، فکر نمیکنیم
اساساً به خودمان فکر نمی کنیم
و اسم این تهی شدن و هیچ بودن را عشق می گذاریم
غافل از اینکه عشق
آمدن برای بودن است
نه برای هیچ شدن...
دیدگاه ها (۱۷)

لامذهب دلبری کردن را از بَر بود؛میدانست کجا باید لبخندی بزند...

بیاید یه بارم که شده خودمون رو مقصر بدونیم ، مقصر واسه تنهای...

یک وقت هایی آدمیزاد "خلوت لازم" میشود... برای فکر کردن، نقطه...

باید خداحافظی کرد!از همه آنهایی که دوست داشتنِ بی‌ شائبه را ...

نهنگ ها خودکشی می کنند ، حتما شنیده‌ای . بی هیچ دلیلی خودشان...

این آقای روحانی تقلبی خودش خسته شده در سوراخ موش قایم شده مر...

ددی آرتای سئول پارت 7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط