فیک مدرسه جئون پارت

فیک مدرسه جئون پارت ۱۸
ات:خوب بریم صبحانهههه
کوک:ته جیمین کی ازدواج کنیم
ات:چقدر زود تصمیم گرفتی
ته:خوب به سن قانونی رسیدیم خوب من میگم یک ماه دیگه
کوک:موافقم
جیمین:خوب فکر خوبیه
کوک:چطوره سه تامون باهم ازدواج کنیم
ات نینا شینا:عالیه
کوک:ات حاضری برگردیم کره‌
ات:آره دلم برای مامانم تنگ شده
نینا:آره من دیگه نمیام چین هیچ کس با اخلاقم نمی‌سازه
همه میزنن زیر خنده
ته:واقعا اخلاق خاصي داری
نینا:تعریف نبودااا
ته:باشه باشه تو خوبی
هوبی:شما از سینگلی اومدن بیرون ما هنوز سینگلیما یکم نگاه مام کنید بد نیست
جین:بچم راست میگه
کوک:من فردا بلیت میگیرم برگردیم کره
جین:فرودگاه میام بدرقه با هوپی
ات:بهمون که سر می‌زنید درسته
جین:فععک نکنم
ات:سوک جیناا
جین:آره میام نخور منو
هوپی:برادرتونو ول میکنید میرین
ات:هوپی اینجوری نگو همیشه بهت زنگ میزنیم بهت سر میزنیم
هوبی:نمیخواد شاید خودمم آمدم کره
جین:آره از کجا معلوم نیایم کره
ات:نینا شینا بریم وسائل هامونو جمع کنیم فردا میخوایم بریم
نینا شینا:چشممم
ساعت ۴ عصر
هوپی:وایی حوصلم سر میرهههه
ات:منم بریم بیرون دور بزنیم
جین:بریمم
هوپی:کجا بریم
ات:اول بریم بستنی بخوریم بعد بریم ساحل بعد بریم رستوران بعد
جین:هی هی وایسا ما هم بیایم
کوک:اول همین‌رو انجام میدیم بعد ببینیم چی میشه
ویو ساعت هشت شب
]ادمین گشادیش میشه ]
ات:خسته شدم بریم خونه
کوک:کی بود میگفت من تا آخر شب نمیام خونه
ات:حالا من یچی گفتم
هوپی:بریم خونه فردا پرواز دارید
رسیدن عمارت
جین:من شامو آماده میکنم شمام برید چمدوناتونو ببندید
ات ته نینا شینا جیمین کوک:باشههه
هوبی:غذا امادسسسس
کوک:آمدیم
بعد از شام خوابیدن و صبح رفتن کره
ات:آخ که هیچ کشوری کشور خود آدم نمیشه
کوک:خوب بریم خونه هامون
ویو یک ماه بعد ات
امروز روز عروسیمون بود و من خیلی خوشحال بودم لباس عروسمو تن کردم و میکاپ آرتیست ها میکاپم کردن کوک آمد دنبالم نینا و شینا هم آماده بودن ته و جیمین امدن و سوار شدیم
کوک:نمی گذاشتی بهت دست بزنم امشب مال من میشی عروسکم
ات:باشه امشب مال تو میشم آقا پسر
رسیدن تالار
اقد :آقای جئون آیا مایل هستین تا آخر عمر به خانوم جانگ عشق بورزید
کوک:بله
اقد:خانوم جانگ ایا مایل هستید تا آخر عمر با آقای جئون در سختی ها و مشکلات باشید
ات:بله
وهمو میبوسن
ته و جیمین هم همینطور
بعد از عروسی
کوک:خوب ات خانوم بیا اینجا
زیپ تور ات رو باز میکنه بقیش با زهن خودتون
ویوات
صبح با دل درد شدیدی بیدار شدم کوک کنارم نبود
ات:کوکی کجایی
کوک با سینی بر از غذا آمد داخل اتاق
کوک:بیدار شدی عشقم
ات:خیلی خشنی
کوک:خوب آمدم جبران کنم بیا برات صبحانه بدمم
ات:صبر کن زنگ جین بزنم ببینم آمده یا نه
ات:سوک جینی کجایی
جین:علیک سلام ات خانوم با هوپی تازه سوار هواپیما شدیم
دیدگاه ها (۰)

اول میخواستم فیک مدرسه جئون ۱۸ پارته تموم کنم و فیک ازدواج ا...

اسلاید یک تور شینا اسلاید دو تور ات اسلاید سوم تور نینا

فیک مدرسه جئون پارت ۱۷شینا:دیشب بد خورد زمینات:من گفتم ببریم...

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۰ات:چی تموم شدنامجون:هیچی بیا بریم ل...

تهیونگ عزیزم...

کیوت ترین پسر دنیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط