پارت ۱۳

پارت ۱۳
تهیونگ. گرفته بود ها مگه نریم خونه
فلش بک داخل خونه
تهیونگ. کای ات ببر داخل انباری
کای.چشم ارباب
ات.تروخدا ولم کنید من از تاریکی میترسم
تهیونگ. چه بهتر ،بهتر یاد میگیری که با مردای دیگه لاس نزنی
ات.به خدا تقصیر من نبود اون منو بزور میخواست بوس کنه
تهیونگ. ببند کای ببرش
کای.چشم کای ات.برد تو انباری
ات اینجایی که منو آورد بوی خون می آمد و هیچ لامپی نبود تاریک بود که یک دفعه یادم آمد گوشی دارم گوشیمو درآوردم و چراغ قوه رو روشن کردم به چیزی که دیدم میخکوب شدم اینجا پراز جنازه و خون بود.صدام بالا نمیومد ،بزور تونستم به جیغ بنفش بکشم
تهیونگ ویو
داشتم تو حیاط عمارت قدم میزارم و به فکر ات بودم که صدای جیغش رو شنیدم بدو بدو به سمت زیر زمین رفتم که دیدم گوشیش دستشه و تمام جنازه ها رو دیده
ات.ت..ت..تهیونگ ایرانیه
تهیونگ. ات آروم باش بیا پیش من
ات. تت.تهیونگ من میترسم
تهیونگ. آروم باش بیا بغلم
که ات بدو بدو رفت بغل تهیونگ
ات.تو اینارو کشتی با ترس
تهیونگ .اینا آدم های بدی بودن تو به اینا فکر نکن هرچی که دیدی رو فراموش کن
ات.باشه
که یهو .........
چون فردا امتحان ندارم این پارتو گذاشتم
لایک و کامنت بزارید
فالوراهم زیاد کنید❤️
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۴که یهو صدای تیر اندازی آمد کای.قربان باند ببر زخمی به...

پارت ۱۵کای . ارباب اوردیمش ات ویو رومو برگردوندم دیدم یه پسر...

پارت۱۲یکی دیدم قیافش خیلی آشنا بود دقت که کردم اون جیمین بود...

پارت ۱۱ات.چون اون هروقت میخواستم باهاش حرف بزنم دعوام می‌شود...

پارت ۱۵:عمو های من مافیان

پارت ۱۴: عمو های من مافیان

شب تولدم پارت 38فصل دوم پارت 9ویو تهیونگ: از موهای می سون گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط