بعد از عملیات استریکس پارت
بعد از عملیات استریکس پارت ۵
باند تلاش کرد از آنیا محافظت کنه ولی افراد سازمان بهش تیر بیهوشی زدن
بالاخره بر می گردی به سازمان ۰۰۷یا بهتره بگم آنیا فورجر
خواهرتم دیگه نمی تونه جولو مونو بگیر
از نودوگیا به مغز سوژه باز پس
گرفته شد
دریافت شد
ولی یهو آنیا یک شخص آشنارو دید او شخص خواهرش آلما یا ۰۰۱ بود
آلما تا آنیا رو دید سریع به خودش اومد و با مهارت هاش و شمشیرش همه اون افراد سازمان رو کشت
نکته : شمشیر آلما مثل کاتانای رنگوکو بود و فقط فلزی بود و لبه تیزی نداشت و فقط با مهارت های آلما می شد یک نفر رو کشت
آلما آنیا رو بقل کرد
آنیا گریش گرفته بود
آنیا: آلما چطور تونستی راضیشون کنی که نیان دنبال من؟
در واقع آنیا بخاطر آلما تونست به پرورشگاه برسه
فلش بک
آلما : آنیا تا اونا حواسشون نیست فرار کن
آنیا : اما تو چی ؟
آلما : آنیا فعلا تو فرار کن منم بعدا میام پیش قول میدم
آنیا: قول؟
آلما:اره ، قول
آنیا : باشه
آنیا سریع فرار کرد
بعد از فرار آنیا
دانشمند : برید و پیداش کنید
اون یکی دانشمند: هی این یکی دختره شاید اون کمکش کرده
آلما: من اینجا می مونم و تمام آزمایش هایی که می خواستین روی اون انجام بدید رو روی من انجام بدید ، خواهش می کنم بیخیال اون بشید
دانشمند: خیلی جرأت داری که توی روی ما وایمیسی ولی باشه
پایان فلش بک
آلما : اره دیگه🫠
آنیا : آها
نویسنده : راستی یه چی درباره آلما ، آلما میتونه از ۱۰۰۰۰۰ کیلومتری ذهن آدما رو بخونه و بیشتر و مثل آنیا محدودیت نداره و میتونه حتی وقتی ماه تو آسمون نیست ذهن بخونه
آلما : تونستی یک خانواده خوب پیدا کنی؟
آنیا: اره ولی تا همین چند وقت پیش
آلما : تا همین چند وقت پیش؟
آنیا: اره ، بابام بهترین جاسوس وستالیس بود مامانم هم یه قاتل گاردن
آلما : وایسا قاتل گاردن ،اسمش رمزیش رو میدونی چیه؟
آنیا : پرنسس خار
آلما : اعععع پرنسس خار رتبه پاینیمه رتبه دوم گاردن
آنیا : عععع تو قاتل رتبه اول گاردنی؟؟؟!!!
آلما : اره خب بعدش چی
آنیا : تمام اتفاقا رو براش توضیح میده
آلما : پس باباتم تاسوگارست،ببین من می تونم خانوادتو بر گردونم
آنیا : واقعا
آلما : اره
همون لحظه تلفن خونه زنگ می خوره ،آلما تلفن رو بر می داره
آلما : الو
رئیس گاردن: تو فرشته مرگی؟
آلما : بله
رئیس: چرا تو اینجاییی؟
آلما : یه سری اتفاقات باعثش شد
رئیس : حالا مهم نیست یه ماموریت دارم برات کشتن تاسوگاره بهترین جاسوس وستالیس
آلما یادش اومد که تاسوگاره بابای آنیاست و پرنسس خار می خواد اونو بکشه
آلما : من نمی تونم ولی فکنم پرنسس خار می تونه
رئیس: باشه،خداحافظ
آلما: خداحافظ
آنیا:ولی آلما
آلما : نگران نباش باهم میریم و جلوش رو می گیریم
آنیا : باشه
ببخشید این پارت یکم حوصله سر بر بود ولی پارت های بعد باحال ترن
تا الان دوسش داشتیدددددد؟
باند تلاش کرد از آنیا محافظت کنه ولی افراد سازمان بهش تیر بیهوشی زدن
بالاخره بر می گردی به سازمان ۰۰۷یا بهتره بگم آنیا فورجر
خواهرتم دیگه نمی تونه جولو مونو بگیر
از نودوگیا به مغز سوژه باز پس
گرفته شد
دریافت شد
ولی یهو آنیا یک شخص آشنارو دید او شخص خواهرش آلما یا ۰۰۱ بود
آلما تا آنیا رو دید سریع به خودش اومد و با مهارت هاش و شمشیرش همه اون افراد سازمان رو کشت
نکته : شمشیر آلما مثل کاتانای رنگوکو بود و فقط فلزی بود و لبه تیزی نداشت و فقط با مهارت های آلما می شد یک نفر رو کشت
آلما آنیا رو بقل کرد
آنیا گریش گرفته بود
آنیا: آلما چطور تونستی راضیشون کنی که نیان دنبال من؟
در واقع آنیا بخاطر آلما تونست به پرورشگاه برسه
فلش بک
آلما : آنیا تا اونا حواسشون نیست فرار کن
آنیا : اما تو چی ؟
آلما : آنیا فعلا تو فرار کن منم بعدا میام پیش قول میدم
آنیا: قول؟
آلما:اره ، قول
آنیا : باشه
آنیا سریع فرار کرد
بعد از فرار آنیا
دانشمند : برید و پیداش کنید
اون یکی دانشمند: هی این یکی دختره شاید اون کمکش کرده
آلما: من اینجا می مونم و تمام آزمایش هایی که می خواستین روی اون انجام بدید رو روی من انجام بدید ، خواهش می کنم بیخیال اون بشید
دانشمند: خیلی جرأت داری که توی روی ما وایمیسی ولی باشه
پایان فلش بک
آلما : اره دیگه🫠
آنیا : آها
نویسنده : راستی یه چی درباره آلما ، آلما میتونه از ۱۰۰۰۰۰ کیلومتری ذهن آدما رو بخونه و بیشتر و مثل آنیا محدودیت نداره و میتونه حتی وقتی ماه تو آسمون نیست ذهن بخونه
آلما : تونستی یک خانواده خوب پیدا کنی؟
آنیا: اره ولی تا همین چند وقت پیش
آلما : تا همین چند وقت پیش؟
آنیا: اره ، بابام بهترین جاسوس وستالیس بود مامانم هم یه قاتل گاردن
آلما : وایسا قاتل گاردن ،اسمش رمزیش رو میدونی چیه؟
آنیا : پرنسس خار
آلما : اعععع پرنسس خار رتبه پاینیمه رتبه دوم گاردن
آنیا : عععع تو قاتل رتبه اول گاردنی؟؟؟!!!
آلما : اره خب بعدش چی
آنیا : تمام اتفاقا رو براش توضیح میده
آلما : پس باباتم تاسوگارست،ببین من می تونم خانوادتو بر گردونم
آنیا : واقعا
آلما : اره
همون لحظه تلفن خونه زنگ می خوره ،آلما تلفن رو بر می داره
آلما : الو
رئیس گاردن: تو فرشته مرگی؟
آلما : بله
رئیس: چرا تو اینجاییی؟
آلما : یه سری اتفاقات باعثش شد
رئیس : حالا مهم نیست یه ماموریت دارم برات کشتن تاسوگاره بهترین جاسوس وستالیس
آلما یادش اومد که تاسوگاره بابای آنیاست و پرنسس خار می خواد اونو بکشه
آلما : من نمی تونم ولی فکنم پرنسس خار می تونه
رئیس: باشه،خداحافظ
آلما: خداحافظ
آنیا:ولی آلما
آلما : نگران نباش باهم میریم و جلوش رو می گیریم
آنیا : باشه
ببخشید این پارت یکم حوصله سر بر بود ولی پارت های بعد باحال ترن
تا الان دوسش داشتیدددددد؟
- ۵.۴k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط