آنکہ روزی پشٺ در پهلوی زهـرا را شکسـٺ

آنکہ روزی پشٺ در پهلوی زهـرا را شکسـٺ

نسل او در ڪربلا با نیزه سـرها را شکسـٺ⚘⚘⚘⚘


✅
دیدگاه ها (۲)

تشنگی ما نچشیدیم حقیقت این است....عطش ما به فدای لب عطشان حس...

خواهشا توجه...⚘⚘⚘معلم به بچه هاگفت:به نظرتون شجاع ترین آدماک...

مشکل از روزی شروع شد که بی ناموسی فضیلت شد!یک حق مشروع، ملی ...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

با خارها راهش را میبندم: شباهت آریا سمج و بهائیت

قورباغه هایی که مامور خدا بودند!

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

با نامِ خدایی که زیبایی را در پوشش و شکوه را در وقار نهاده ا...

آنکہ روزی پشٺ در پهلوی زهـرا را شکسـٺنسل او در ڪربلا با نیزه...

آنکه روزی پشت در پهلوی زهرا را شکستنسل او در کربلا با نیزه س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط