حسّ خوبیست در آغوش خودت پیر شوم

حسّ خوبیست در آغوش خودت پیر شوم
اینکه یک عمر به دستان تو زنجیر شوم .

آسمانم شوی و تا به سرم زد بپرم
با نگاه پُر از احساس تو درگیر شوم .

حسّ خوبیست نفسهای تو را لمس کنم
آنقدَر سیر ببوسم نکند سیر شوم؟

درد اگر از تو به اعماق وجودم برسد
حاضرم دم نزنم تا که زمینگیر شوم .

باید ابراز کنم نیت رویایم را
باید از زاویه ی شعر تو تفسیر شوم .

یک غزل باشم و تا مرز جنونت ببرم
پر از آرایه و اندیشه و تصویر شوم .

اولین تارِ سفید سر من را دیدی
حس خوبیست در آغوش خودت پیر شوم
#صنم_نافع
دیدگاه ها (۱)

تا بہ خودم آمدمدیدم دیوانہ‌ات شده‌امتو همانے ڪہقرار بود فقط ...

یادت باشدآدم عاشقهے شانس دوباره و دوبارهبہ تو میدهدڪوتاه مےآ...

عزیز منسختے‌ها تمام مےشودو شهر آرام مےگیردو یہ روزے تو را خو...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

پارت ۳ویو ا.ت ا.ت : یونگی از خونه من برو بیرون ( با داد )یون...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط