جان دل...

جان دل...
به منکه رسیدی
بازی "یادم تورافراموش"
را خوب بلد شدی..
فقط اینبار بازیت اینگونه تمام شد

"یادت مرا فراموش"
دیدگاه ها (۱)

می‌ترسم آرزویت کنم...محال شوی ...مغرور شوی ...ناپدید شوی ......

شمال به باران هایشزنده استجنوببه آفتابشو من به دلتنگی هایم ت...

ابرهای سرخ پوشِ دلتنگی، بر آسمان چشمانمخیمه می زنندتا پاییز ...

مُردن فقط با مرگ اتفاق نمی‌افتدمُردن گاهی همین زندگیستکه نه ...

جایزه پر ای‌یو ترین کارکتر هم میرسه به سنس جان~که خودشو کلا ...

هرچی شکستیم... هرچی از زندگی زخم خوردیم... هرچی شب‌ها با بغض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط