پارت

پارت ۱۱

بومگیو : چی
یونجون : همین گفتم حاضر شو بریم
بومگیو : باشه الان میام حالا نخور منو
بومگیو حاضر شد و رفتن سوار ماشین بومگیو شدن و به سمت پاساژ حرکت کردن برای خرید و اول از همه تصمیم گرفتن برن یه کافه یه چیزی بخورن
یونجون : خب هرچی دوست داری سفارش بده
بومگیو : اوه چشمم روشن مهربون شدی
و یه دونه اب پرتغال سفارش داد
که یهو از اون صدا اومد
تولدت مبارک,تولدت مبارک
که بومگیو شوکه شده بود
بومگیو: چی امروز تولدم بود اصلا یادم نبود
یونجون: دیدی چجوری غافلگیرت کردم حال کردی ، حالا بیا شمع رو فوت
کن ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
و بومگیو ی ما رفت توی ۲۳ سالگی
بومگیو و یونجون رفتن بیرون و بومگیو تو خروجی در گفت
بومگیو: ممنون یونجون امروز خیلی بهم خوشگذشت
یونجون : قابلی نداشت وظیفه بود
فقط بومگیو یه چیزی
بومگیو: چیه :
یونجون: حالا دوستم داری
بومگیو : خب چجوری بگم خب من از اول دوست داشتم فقط نمیخواستم غرورم رو بشکنم
یونجون جلو اومد و یه بوسه چند ثانیه ای رو لب بومگیو گذاشت و رفت سوار ماشین شدن
و رفتن خونه
بومگیو خیلی خسته بود و لباس هاش رو عوض و رفت رو تخت و یک دو سه خوابش برد یونجون هم بعد دوش رفت پیشش و خوابیدن
ساعت چهار صبح
نه نه خواهش میکنم اینکار رو نکن
وای لطفا نه نه یونجونا که بومگیو یهو از خواب پرید و دید یونجون بالا سرشه
بومگیو پاشد و یونجون یه لیوان اب داد دستش
یونجون : هی خوبی ؟ خواب دیدی ؟
بومگیو ناخود آگاه زد زیر گریه
یونجون بومگیو بغل کرد
یونجون: چیشده ؟ میتونی به من اعتماد کنی
فقط بگو چه اتفاقی افتاده
بومگیو: چهار سال پیش اون موقع هایی که هنوز تو شرکت کار میکردم
اون منشی تو منو مجبور میکرد هق... مجبور.هق...
یونجون: مجبور به چی؟
بومگیو : از اون کارا براشون بکنم و ۵۰ درصد انصراف من ..هق... از شرکت .هق.. این دلیل بود
یونجون: چی اون منشی چه گوهی خورده
نترس بومگیو اروم باش خودم انتقامت رو میگیرم فقط گریه نکن ببین ساعت ۴ صبحه بیا بخوابیم اگه نخوابی بعدا چشات درد میگیره
و یونجون بومگیو رو با هزار بدبختی خوابوند
و خودش رفت سراغ گوشی و به تهیون زنگ زد
دیدگاه ها (۲)

دوستان نگران نباشید یکی دو پارت یا سه پارت از فیک امروز باز ...

کی دوست داره الان توی اون قطار‌باشه ؟😊😊

دوستان فردا پارت های جدید داریم منتظر باشید 😘😘

دوستان من دارم تمام تلاشم رو میکنم خواهشا اگه میشه شما هم کم...

پارت ۱۰ دیدم بومگیو داره هزیون میگه اتمام ویوی یونجون بومگیو...

پارت ۵ بومگیو گفت : اولا بچه خودتی دومن من اینجا چیکار میکنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط