اولین عشق زندگیم

اولین عشق زندگیم
P21
ای وایییی
(پرش زمانی به موقع رسیدن به خونه کوک ، ویو کوک)
در رو باز کردم
_بیا تو
+ب...باشه
خونم معمولا تاریکه ولی وقتی اون میاد اینجا انگار روشنایی رو با خودش میاره
خودم رو پرت کردم روی یکی از مبل ها سرم رو به تکیه گاه مبل تکیه دادم ،چشمام رو بستم و نفس عمیقی کشیدم
سرم رو به ا.ت کردم
_بیا اینجا
+چ..چی؟
_بیا اینجا دیگه
اومد نزدیک دستش رو گرفتم و کشیدمش
وسط دوتا پام نشوندمش و از پشت بغلش کردم
_الان دیگه احساس دلتنگی نمیکنم
+......
دستم رو به دور کمرش محکم پیچیدم و گردنش رو بوس کردم
+م...میشه ...یک...س...سوال ....بپرسم ؟
_هوووم
+چ.....ه..هیچی
_بپرس دیگه
+چ..چرا...با.....
زینگگگگگگگ ....زینگگگگگگگ(زنگ گوشی )
بلندش کردم و روی مبل دیگه نشست
گوشی رو قطع کردم
_میگفتی
+ولش ....کن
_باش ، چیزی میخوری ؟
+ن..نه....م...ممنون
رفتم توی آشپزخونه و در یخچال رو باز کردم
؟؟؟!؟
صدای چیزی از پشت سرم اومد برگشت ا.ت بود
_چیزی شده ؟
+ ..نه...ف..فقط .....ترسیدم
_ترسیدی ؟ از چی؟
+ ..از....ا....از ...خ..خونه
_خونه؟
+ا...اره
_چرا؟
+ی....یه ...حس....عجیبی دارم ....
_چه حسی؟
+نمی‌دونم ....میترسم ...تنها ...باشم
دیدگاه ها (۲۶)

این عشق فیک نیست پارت 5//ویوی کوک(صبح) // صبح از خواب پاشدم...

(دلداده) رسیدم به خونه یونا از ماشین پیاده شدم و رفتم در زدم...

تکپارتی جونگ کوک

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد...ا/ت با صدای ز...

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

سناریو بونتن پارت۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط