part

part 100
جنیور: اوم پس بیبی من نامزد دیگه هم داره
نگهبان: برو گمشو مردک الان حوصلتو ندارم
جنیور: ولی من دارم
نگهبان: پس بیا حالیت کنم که باید گم شی
نگهبان به طرف جنیور حمله ور شد و جنیور هی جاخالی میداد تا وقتی که نگهبان خسته شدو به زانو خم شدو نفس نفس میزد
جنیور: میدونی لغمه بزرگ تر از دهنت برداری تو گلوت گیر میکنه
نگهبان: چیـ....
نگهبان که تازه سرشو بالا اورده بود جنیور یه لگد رو روی صورتش کاشت مرده افتاد زمین جنیور رفت جلو یکی از پاهاش رو روی سینه مرد گذاشتو فشار داد
نگهبان: آیی
جنیور: صورت این خانوم خوب نگاه کن دیگه دومتریشم نبینمت فهمیدی (اخرشو با صدای بلند گفت)
نگهبان:...........
جنیور فشار پاهاش رو بیشتر کرد
جنیور: چشم گفتنتو نشنیدم
نگهبان: آآآآیییی چشم چشم دیگه نزدیکش نمیشم
جنیور: عالیه پسر خوب حالا پاشو برو سر کارت که امروز اخرین روز کارته
نگهبان بدون هیچ حرفی رفت سر جاش وایستاد
جنیور هم سری رفت پیش سوزومه
جنیور: چیزیت که نشده خوبی
سوزومه: خوبم به موقع رسیدی
جنیور: یکم کارم طول کشید ببخشید
سوزومه: اشکال نداره
جنیور: بریم از پروازت عقب نمونی
سوزومه: بریم
رفتنو سوار ماشین شدن
توراه
جنیور: راستش دنبال خونه بودم از یه خونه خوشم اومده
سوزومه: مگه قرار نیست تو خونه من زندگی کنیم
جنیور: اون خونه توعه
سوزومه: اوکی مشکلی نیست
جنیور: پس فردا میریم دیدن خونه
سوزومه: باید حلقه هم بخریم
جنیور: خریدم
سوزومه: عکسشو داری ببینم
جنیور: بزار روز عروسی سوپرازت کنم
سوزومه: شاید من سلیقتو دوست نداشتم
جنیور: من که سلیقتو میدونم
سوزومه: اوکی
بعد از چند مین رسیدن
جنیور: میخوای تا وقتی سوار بشی پیشت بمونم
سوزومه: نه نمیخواد بچه که نیستم
جنیور: اوکی مراقب خودت باش اگه اتفاقی افتاد بهم خبر بده وقتی رسیدی هم یه زنگ بزن
سوزومه: جنیور بس کن نمیخوام که برم جبهه
جنیور: باشه خداحافظی
سوزومه برگشت بره که
جنیور: سوزومه
سوزومه: باز چیـ....
جنیور اومدو محکم بغلش کرد
سوزومه: خب دیگه داره دیرم میشه مستر
جنیور اروم ازش جدا شدو دوباره خداحافظی کرد و رفتن سوزومه رو تماشا میکرد وقتی که مطمئن شد که سوار هواپیما شده سوار ماشین شدو رفت خونه
سوزومه روی صندلی نشست و کتابشو از کولش در اوردو شروع کرد به حفظ کردن حقوق رشته های تجارت بعد چند مین با نشستن کسی کنارش روشو برگردوند
دیدگاه ها (۲)

part 101یه پسر همسنوسال خودش بود پسره: های سوزومه: های پسر: ...

part 102سوزومه: مامانم قرار میخواد بازنشسته بشه و سرکتو به د...

part 99سوزومه: نشم چیکارمیکنی مری: لیاقت دستامو نداری سوزومه...

part 98«چند مین بعد» ری: خب کجا بودیم سوزومه: شیشمین شاخه حق...

زندگی پر بحث سه دوست(معمولا نیمه خون آشام)پارت 2

پارت ۳۳:با تمام سرعتچیفویو با عجله بقیه یاگی سوبا رو مرتب کر...

زندگی پر بحث سه دوست(معمولا نیمه خون آشام)پارت 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط