🍃✨✨

🍃✨✨

🖤
خواستم فاطمه را با قلمم بنویسم
قلم از دست رها شد...
به سر افتاد... شکست!
پخش شد خون قلم روی زمین
و بنوشت
رازِ مستور خدا
پشت در افتاد... شکست!
.
#فاطمیه #یازهرا #ام_ابیها
دیدگاه ها (۰)

°تو را بايد يواشكی خواستيواشكی بغل گرفتيواشكی برايت شعر خوان...

.‌نرسد اگر به علی (ع) كسی/ به كجا رود؟ به كجا رسد؟...

سالهاست فمینیسم ایرانی در پاورقی متون غربی بدنبال ارزش میگرد...

.آرام آرام پاییز هم به سر می‌رسد و هرچه دلتنگی را با خود می‌...

چند پارتی جونگ کوک

جلاد𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏صدای مشت محکمی که روی صورت مرد نشست توی زیرزمین ع...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴¹ در گاراژ فقط صدای چکه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط