پدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا برایت

پدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا برایت کفش بخرم.
بچه باخود فکر کرد : یعنی باید آرزو کنم هزار نفر زخمی بشن تا من کفش بخرم؟! ولش کن کفشهای پاره خوبه .....
.
.
.
خدایا ...
گاهی دلهای بزرگ را آنچنان درون سینه هایی کوچک میگذاری که شرمسار میشویم از بزرگی که برای خود ساخته ایم ...
دیدگاه ها (۳)

#داستانکپدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا ب...

پدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا برایت کفش...

پدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا برایت کفش...

پدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا برایت کفش...

پدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا برایت کفش...

پدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا برایت کفش...

پدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا برایت کفش...

...پدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا برایت ...

پدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا برایت کفش...

پدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا برایت کفش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط